ترک دنیا کن و از دنیا ملاف
چند باشی چون زنان زیر لحاف
جوهرش کی می نماید با کسی
تیغ تا بیرون نیاید از غلاف
هستی ات تل بزرگی گشته است
چند خواهی کرد این تل را طواف
گر [همایی]خود تو سیمرغی شوی
چون برآیی بر سر این کوه قاف
گر به نفست برنمی آیی به زور
چون توانی کرد با غیری مصاف؟
بندگی کن بندگی کن بندگی
هیچ کس از بندگی نامد معاف
نشئه ای سرشار دارد شعر ما
این شراب از پردهٔ دل گشته صاف
او غفور است ای سعیدا می بنوش
با کریمان کار باشد لاتخاف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ترک دنیا و وابستگیهای آن دعوت کرده و بیان میکند که انسان نباید به ظواهر دنیوی دل ببندد، چرا که آنها واقعی نیستند. او با مثالهایی مانند زنان زیر لحاف و تیغ در غلاف، به درونی بودن ارزشها اشاره کرده و بیان میکند که وجود واقعی انسان باید بیرون آید. همچنین، شاعر به قدرت و تواناییهای انسان اشاره دارد و میگوید که برای مواجهه با دیگران نیاز به خودباوری و درک عمیق از وجود خود داریم. در پایان، با تأکید بر بندگی و عشق به خدا، بر لزوم پذیرش روشنی و بخشش الهی تأکید میکند که میتواند انسان را از ترس و دغدغهها آزاد کند.
هوش مصنوعی: دنیا را رها کن و از آن دوری کن، زیرا مانند زنان که زیر لحاف پنهان میشوند، خود را در سطحی کم ارزش محدود نکن.
هوش مصنوعی: جوهر و ذات واقعی کسی زمانی مشخص میشود که او در موقعیتی قرار گیرد که بتواند خود را نشان دهد و از محدودیتها خارج شود.
هوش مصنوعی: وجود تو تبدیل به تلی بزرگ شده است. چقدر میخواهی این تپه را بگردی؟
هوش مصنوعی: اگر تو مثل سیمرغ پندهات را به پرواز درآوری و بر قلهی این کوه قاف بیافتی، دو چیز میسر است: نه تنها به اوج میرسی، بلکه به مقام و مرتبهای دست مییابی که دیگران از آن دورند.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی بر خودت تسلط پیدا کنی، چگونه میتوانی با دیگران مقابله کنی؟
هوش مصنوعی: بندگی را با تمام وجود انجام بده، زیرا هیچکس از بندگی معاف نیست و همه باید در این راه تلاش کنند.
هوش مصنوعی: شعر ما مانند نوشیدنی ایست که از دل خالص و روشن به دست آمده و سرشار از لذت و شعف است.
هوش مصنوعی: ای سعید، او آمرزنده است، پس با بزرگان و بخشندگان معاشرت کن و نترس.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هست ما را پادشاهی بی خلاف
در پس کوهی که هست آن کوه قاف
عاقبتدیدن نباشد دستباف
ورنه کی بودی ز دینها اختلاف؟
أمّی صادق بقول بی خلاف
کرده بر صدقش دو عالم اعتراف
حضرتی دیگر بود غیر مضاف
در میان هر دو حضرت بی خلاف
اختیار انبیا،بی اختلاف
افتخار دوده عبد مناف
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.