کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
طالع بیدار خود را بین ز خواب ما مپرس
لب ببند از گفتگو درسی ز حال ما بگیر
جز خموشی نیست حرفی از کتاب ما مپرس
سینهٔ بریان دل مجروح چشم تر مزه است
جای می خالی است ساقی از کباب ما مپرس
نبض ما بگرفت شد دست فلاطون رعشه دار
می شود سیماب، آب از اضطراب ما مپرس
شد چو گردون در محیط عشق سرها سرنگون
موج دریای قدیمیم از حباب ما مپرس
فرصت یک آب خوردن نیست عمرت بیش باد
می شوی سرگشته ای خضر از شتاب ما مپرس
زلف را بگشا گره بر کاکل مشکین مزن
می کنی سررشته گم از پیچ و تاب ما مپرس
آسمان خم شد ز بار نامهٔ اعمال ما
می شوی درمانده از روز حساب ما مپرس
هر چه می خواهی بکن اما مگو چون کرده ای
آنچه می خواهی بگو لیک از جواب ما مپرس
شرح حال ما سعیدا نیست با کس گفتنی
میشوی دیوانه از کیف شراب ما مپرس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با زبان زیبا و شاعرانه به پیچیدگیها و رازهای زندگی و عشق اشاره دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که به ظواهر و گفتوگوها توجه نکند و از حالتهای درونی و تجربیات عاطفی و معنوی او بیخبر بماند. او تأکید میکند که زندگی پر از اضطراب و چالش است و پرداختن به آنها تنها به سردرگمی بیشتر منجر میشود. همچنین، شاعر به تأثیرات عشق و نوشیدن شراب اشاره میکند که میتواند برای فرد طراوتی خاص به ارمغان آورد، اما از بیان جزئیات زندگیاش خودداری میکند. بهطور کلی، شعر حاکی از جستجوی عمیقتر در معنای زندگی و عشق است که در نهایت به رازآلودگی و سکوت ختم میشود.
هوش مصنوعی: به موهای خود نگاه کن و از پیچ و خم آن تعجب نکن. سرنوشت بیدار خود را ببین و از خواب زندگی ما سوال نکن.
هوش مصنوعی: سکوت کن و از حالت ما درس بگیر. هیچ چیزی جز سکوت در کلام ما وجود ندارد، پس درباره کتاب ما سؤالی نکن.
هوش مصنوعی: دل شکسته و سینهٔ آتش گرفته من، همراه با چشمی پر از اشک، طعم دلپذیری دارد. اما از ساقی نپرس که چرا جای کباب ما خالی است.
هوش مصنوعی: دست فیلسوف بزرگ، فلاطون، به نبض ما رسید و احساس لرزشی مشابه با جیوه پیدا کرد. از شدت نگرانی و دلهرهامان، دیگر از آب نپرسید.
هوش مصنوعی: زمانی که عشق به اوج خود میرسد، همه چیز تحت تأثیر قرار میگیرد و سرها به زمین میافتند. ما مانند امواج دریا هستیم و در حالتی از سرگردانی و پیچیدگی قرار داریم؛ اما نباید از ما درباره گذشتهامان بپرسید.
هوش مصنوعی: عمر آدمی به سرعت سپری میشود و این فرصتها کوتاه هستند. نباید از دیگران دربارهی شتاب زندگی و گذر عمر سوال کرد، زیرا هر فردی در پی اهداف خود است و ممکن است در این مسیر دچار سردرگمی شود.
هوش مصنوعی: موهایت را باز کن و به گیسویت نپیچ؛ چرا که تو با این کار، ما را از راه و مسیر اصلیمان دور میکنی. نیازی نیست از غم و پیچیدگیهای ما سوال کنی.
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر سنگینی بار گناهانی که جمع کردهایم، خم شده است. از ما درباره روز حساب نپرس، چون وضعیت ما به قدری بد است که از آن درماندهایم.
هوش مصنوعی: هر طور که میخواهی عمل کن، اما دلیلی برای کارهایت نیاور. هر چه که میخواهی بگو، ولی دربارهی پاسخ ما سوال نکن.
هوش مصنوعی: حالت ما خوش نیست و نمیتوانیم با کسی در مورد آن صحبت کنیم. از سرخوشی ناشی از میخوارگیمان چیزی نپرس، چون ممکن است دیوانهوار شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.