نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
وانگردیده است از هم غنچهٔ مضمون هنوز
در شب معراج پا بر آسمان بنهاده بود
بار منت می کشد بر دوش خود گردون هنوز
تخم حسرت سبز شد بر خاک ما اما نکرد
دانهٔ امید ما از خاک، سر بیرون هنوز
آخر منصوبهٔ مهر بتان را کس ندید
عشق می بازند با هم لیلی و مجنون هنوز
بی وفایی از جهان هرگز سعیدا کم نشد
بر همان آهنگ اول هست این قانون هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، حال و هوای غم و اندوه را به تصویر میکشد. شاعر از بیخبری و ناپایداری عشق سخن میگوید و به صحنههایی از زیبایی و حسرت اشاره میکند. به نظر میرسد که با وجود تلاشها و آرزوها، هیچ راهی برای رسیدن به خنده و شادی وجود ندارد. در عوض، عشق و وفا همیشه با درد و جدایی همراه بوده و قانون بیوفایی در جهان ادامه دارد. شاعر از ناپایداری حمایتهای معنوی در زندگی سخن میگوید و این بیثباتی را همچنان در زندگی احساس میکند.
هوش مصنوعی: هیچ راهی برای خندیدن بر آن لب خوشرنگ وجود ندارد، هنوز غنچهٔ موضوع باز نشده و به آن سمت نرفته است.
هوش مصنوعی: در شب معراج، او به آسمان پا گذاشته بود و همچنان بار سنگینی از محبت و مسئولیت را بر دوش خود حمل میکند.
هوش مصنوعی: حسرتهای ما مانند دانههای سبز بر روی زمین ما جوانه زدند، اما تا به حال هیچ امیدی از دل خاک سر نکشیده و ناپدید نشده است.
هوش مصنوعی: هیچکس هنوز نتوانسته است نمودار عشق و محبوبیت معشوق را به خوبی ترسیم کند، اما در حال حاضر عشق میان لیلی و مجنون همچنان ادامه دارد.
هوش مصنوعی: بیوفایی در این دنیا هرگز کاهش نیافته است. قانون ناپایداری در همان وضعیت اولیه خود باقی مانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز
داغها از لاله دارد سینه هامون هنوز
دامن از خون شفق صبح قیامت پاک کرد
می تراود از سر خاک شهیدان خون هنوز
گرچه شیرین سبکرو عمرها شد رفته است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.