گنجور

 
سعیدا

رفت از حریم دیده و دل را کباب کرد

این کعبه را به سنگ جدایی خراب کرد

نگذاشت تا نمود کند رنگ عیش ما

از بسکه نوبهار جوانی شتاب کرد

ما را مراد او ز میان سوزش است و بس

با ما اگرچه ناز و به دشمن عتاب کرد

غیر از دل شکستهٔ ما و خیال دوست

کس دیده است بحر که جا در حباب کرد؟

با آن که می فروش فلاطون شعار ما

در باده آب کرد جهان را خراب کرد

تا دید اعتبار ورق در شکستن است

دوران صحیفهٔ دل ما انتخاب کرد

آیندهٔ حیات به چشمم گذشته است

از بسکه عمر رفته سعیدا شتاب کرد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جمال‌الدین عبدالرزاق

یک قطعه سوی بنده فرستاد مجددین

کان را بصد قصیده نشاید جواب کرد

معنی روشن وی و الفاظ عذب وی

آنکرده با سخن که بسنگ آفتاب کرد

خط شریف او بنکوئی چوآن نگار

[...]

ادیب صابر

آبم ببرد دلبر و چشمم پر آب کرد

جان مرا بر آتش هجران کباب کرد

تا در نقاب هجر نهان گشت روی او

بر روی من زخون دل من خضاب کرد

از رحمت آفرید جمال تو را خدای

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ادیب صابر
کمال‌الدین اسماعیل

ای خسروی که آتش تیغ تو روز کن

در قلب چرخ زهرۀ مرّیخ آب کرد

دارای ملک، شاه مظّفر پناه دین

کت چرخ نام خسرو مالک رقاب کرد

طبعت بر شحه یی سر خورشید غوطه داد

[...]

عبید زاکانی

صاحبقران و صاحب دیوان عمید ملک

ای آنکه هرچه کرد ضمیرت صواب کرد

ای خواجه ای که نافذ تقدیر در ازل

ذات ترا ز جمله جهان احتساب کرد

وی سروری که هر نفس از خاک درگهت

[...]

جامی

لعل لب تو اشک مرا خون ناب کرد

زان شیشه های سبز فلک پر شراب کرد

عکس رخت نمود در آیینه سپهر

نامش خرد به شب مه و روز آفتاب کرد

مشتاق تو به چشمه خور می کند نظر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه