چو بو دهد صبحم به دست باد صبا
به گردن نفس افتاده می روم از جا
قسم به قبضهٔ قدرت که بر سر مردان
شکوه سایهٔ شمشیر به ز بال هما
ز خاک تربت من بوی عشق می آید
برند خاک مزار مرا عبیرآسا
بیا به کنج خرابات و فارغ از همه شو
خوشا عبادت مخفی که نیست بوی ریا
هدایت عجبی کرده عارف سالک
طریق فقر که منزل بقا و راه فنا
بگو به یوسف دوران که از جفای رقیب
گدای کوی شما شد گدای راه شما
مرا قسم به وفای تو ای ستیزه مزاج
که بی جفای تو هرگز ندیده ایم صفا
مرا ز آتش عشقش جلای خاطر بس
بسان شمع نسوزم برای نشو و نما
حدیث دوست بود زاهدا دلیل فراق
سخن مگو ز خدا پیش من برای خدا
نمی زنم مژه بر هم گشاده می دارم
برای دیدن او منظر تماشا را
هر آنچه مبدأ فیاض گفت می گوید
در این غزل نبود مدخلی سعیدا را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بیان زیباییهای صبح و بوی عشق، احساسات عمیق خود را نسبت به عشق و محبت ابراز میکند. او به قدرت و عظمت عشق اشاره میکند و اهمیت عبادت بدون ریا را یادآوری میکند. شاعر از عارفان و سالکان صحبت میکند و به وفای محبوبش قسم میخورد که تنها از عشق اوست که آرامش مییابد. همچنین، او با تأکید بر زیبایی و حقیقت وجود، عشق را منبع زندگی میداند و به ارتباط عمیق بین انسان و خدا اشاره میکند. در پایان، شاعر اعلام میکند که عشق و معرفت او به خداوند را در کلامش نمیگنجاند.
هوش مصنوعی: وقتی صبح با بوی خوشی از نسیم صبحگاهی به مشام میرسد، احساس میکنم که نفس در گلویم مانده و به سختی از جایی که هستم، حرکت میکنم.
هوش مصنوعی: ایمان دارم به قدرتی که بر سر مردان بزرگ، سایهی شمشیرش حکمفرماست و همچون بالهایی که به آسمان میکشند، آن نیرو در دست من است.
هوش مصنوعی: از خاک آرامگاه من عطر عشق به مشام میرسد، مانند بوی خوش عطر.
هوش مصنوعی: بیا به گوشهای از خراب آباد برو و از همه چیز آزاد و بیخیال باش. چه خوب است که عبادت مخفی باشد، چرا که در آن خبری از ریاکاری نیست.
هوش مصنوعی: عارفانی که در مسیر فقر حرکت میکنند، به نوعی هدایت شگفتانگیزی پیدا کردهاند. آنها متوجه شدهاند که در زندگی، جاودانی و ماندگاری واقعی در چه چیزی نهفته است و چطور میتوانند از زوال و فنا در امان بمانند.
هوش مصنوعی: به یوسف زمان بگو که به خاطر ستم رقیب، من از رفاه و نعمت دور شدم و اکنون مثل گدایان، تنها در پی راهی برای رسیدن به تو هستم.
هوش مصنوعی: من به وفای تو قسم میخورم، ای آنکه طبع تو جنگجوست؛ زیرا هرگز صفایی را جز با بدعهدی تو تجربه نکردهام.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق او همچون شمعی هستم که نمیسوزد و تنها برای رشد و روشناییام وجود دارم.
هوش مصنوعی: گفتار و داستان دوست، بیانگر علت جدایی است. پس هرگز از خدا سخن نگو، وقتی که پیش من هستی، تنها برای خدا صحبت کن.
هوش مصنوعی: چشمهایم را نمیبندم و به تماشای او مینگرم. میخواهم تمام زیباییاش را ببینم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که منبع بخشنده گفته، در این غزل جایی ندارد که خوشبختی در آن باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا
به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی
دل مرا عجب آید همی ز کار هوا
که مشکبوی سلب شد ز مشکبوی صبا
ز رنگ و بوی همی دانم و ندانم از آنک
چنین هوا ز صبا گشت یا صبا ز هوا
درخت اگر عَلَم پرنیان گشاد رواست
[...]
بتی بروی چو لاله شکفته بر دیبا
تنم اسیر بلا کرد و دل اسیر هوا
دلم بصحبت او همچو پشت او شده راست
تنم ز فرقت او همچو زلف اوست دو تا
بدست دارد تیر و بغمزه دارد تیر
[...]
شب آمد و غم من گشت یک دو تا فردا
چگونه ده صد خواهد شد این عنا و بلا
چرا خورم غم فردا وزآن چه اندیشم
که نیست یک شب جان مرا امید بقا
چو شمع زارم و سوزان و هر شبی گویم
[...]
ایا ستارهٔ خوبان خَلُّخ و یغما
به دلبری دل ما را همی زنی یغما
چو تو نگار دل افروز نیست در خَلُّخ
چو تو سوار سرافراز نیست در یغما
غنوده همچو دل تنگ ماست دیدهٔ تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.