گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجوی کرمانی

چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم

تسبیح و خرقه در سر زنّار کرده ایم

خلوت نشین کوی خرابات گشته ایم

تا خرقه رهن خانه خمار کرده ایم

شوریدگان حلقه ی زنجیر عشق را

[...]

سلمان ساوجی

ما روی دل به خانه خمار کرده‌ایم

محراب جان ز ابروی دلدار کرده‌ایم

از بهر یک پیاله دردی، هزار بار

خود را گرو به خانه خمار کرده‌ایم

بر بوی جرعه‌ای که ز جامش به ما رسد

[...]

نسیمی

ما حاصل از حیات رخ یار کرده‌ایم

عهدی به یار بسته و اقرار کرده‌ایم

منصور شد ز دولت عشق تو کار ما

بردار سر که عزم سر دار کرده‌ایم

ما ملتفت به زهد ریایی نمی‌شویم

[...]

اسیری لاهیجی

ما دین و دل فدای غم یار کرده ایم

جان را بعشق آن صنم ایثار کرده ایم

ما ترک لذت دو جهانی بعشق دل

بربوی وصل آن بت عیار کرده ایم

انکار عاشقی برما کفر و کافریست

[...]

صائب تبریزی

خورشید داغ گوهر عالم‌فروز ماست

دریا روان ز چشم خریدار کرده‌ایم

داغ است چرخ از دل بی‌آرزوی ما

این دشت را تهی ز خس و خار کرده‌ایم

از برگریز حادثه آسوده خاطریم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه