گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۴۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر کس که در نماز به روی و ریا رود

بر پشت بام کعبه به کسب هوا رود

بر عشق رهروی که کند عقل اختیار

از خضر بگسلد ز پی نقش پا رود

تا باز می کنند نظر بسته می شود

از هر دری که اهل طلب بینوا رود

این قفل وا شود به کلید شکستگی

هردانه ای که نرم شد از آسیا رود

بینا کسی بود که نهد پا به احتیاط

در وادیی که کوردر او بی عصا رود

خواب غرور لازم ارباب دولت است

کی تیرگی ز سایه بال هما رود

بیرون نرفت سرمه به شستن ز چشم یار

دود از سیاه خانه لیلی کجا رود

نادان شود ز اهل بصیرت به خاکمال

کوتاه دیدگی اگر از توتیا رود

بی مغز را ز جای برد گفتگوی پوچ

کاه سبک عنان ز پی کهربا رود

هر کس هرآنچه یافته زین خاک یافته است

از آستان میکده صائب کجارود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام