گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۱۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حاشا که خلق کار برای خدا کنند

تعظیم مصحف از پی مهر طلا کنند

این جامه حریر که مخصوص کعبه است

پوشند اگر به دیر به او اقتدا کنند

شکر به کام زاغ فشانند بی دریغ

در استخوان مضایقه هابا هما کنند

چون اژدها کلید در گنج گوهرند

وز بهر نیم حبه جدل با گدا کنند

گردند گرد دفتر اعمال خویشتن

هر طاعتی که نیست ریایی قضاکنند

هر جا که بگذرد سخن از سوزن مسیح

خود را به زور جاذبه آهن ربا کنند

مصحف به زیر پای گذارند از غرور

دستار عقل از سر جبریل وا کنند

دنبال زردرویی حرص اوفتاده اند

چون برگ کاه پیروی کهربا کنند

بر هر طرف که روی نهند این سیه دلان

در آبروی ریخته خود شنا کنند

شرم وحیا چو لازمه چشم روشن است

این کورباطنان ز چه شرم وحیا کنند

صائب بگیر گوشه عزلت که اهل دل

این درد را به گوشه نشینی دوا کنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام