گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۸۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سوختم از شوق، یاران راه حرفی وا کنید

نامه ای انشا کنید و قاصدی پیدا کنید

از جدایی دست و کلک من نمی چسبد به هم

از زبان خامه من نامه ای انشا کنید

کوچه نی شاهراه کاروان شعله نیست

خامه ای آماده از مژگان خونپالا کنید

گرچه از گفتار دردآلود من خون می چکد

همچنان با خون دل مکتوب من املا کنید

گر زروی صفحه خاطر نوشتن مشکل است

نسخه ای از سینه صد پاره من وا کنید

هست تا از من اثر شاید که دریابد مرا

درد من خاطر نشان یار بی پروا کنید

شوق بی پایان من هر چند بیش است از شمار

سبحه از ریگ روان و قطره دریا کنید

گرچه می دانم جواب نامه غیر از جنگ نیست

راضیم، تقریب بهر جنگ او پیدا کنید

گرچه می دانم که ننویسد جواب نامه ام

از زبان او تسلی نامه ای انشا کنید

کاروان اشک من صائب نمی داند مقام

مشت خاکم را رفیق آن جهان پیما کنید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام