گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۷۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوشم به درد که در پرده شکیبایی است

بدم به داغ که آیینه دار رسوایی است

به فکر زینت باطن کسی نمی افتد

مدار مردم عالم به ظاهرآرایی است

مشو به سینه چاک از گزند عشق ایمن

که سینه چاک زدن فتح باب رسوایی است

خوش است ناله که از روی درد برخیزد

وگرنه ناله بیدرد بادپیمایی است

چگونه دیده صائب حریف گریه شود؟

عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام