گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از بهار افزود شور عشق چون بلبل مرا

خامه مشق جنون گردید چوب گل مرا

صحبت طفلان بود دیوانه را باغ و بهار

دامن پر سنگ باشد دامن پر گل مرا

با پریشان خاطری از وسعت مشرب خوشم

چشمه ها پنهان بود در موجه سنبل مرا

می شوند از زودرفتن ها، گرانان خوشگوار

نیست از سیل بهاران شکوه ای چون پل مرا

پای طاوس از پر طاوس باشد بی نصیب

نیست غیر از خارخاری زان رخ گلگل مرا

خواب من هر چند از رطل گران سنگین ترست

شیشه می، می کند بیدار از قلقل مرا

گل چو شبنم رو نمی پوشد ز چشم پاک من

می برد با خود به سیر گلستان بلبل مرا

معنی رنگین شراب لاله رنگ من بس است

نیست صائب دیده حسرت به جام مل مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام