گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

مکتوب من به خدمت جانان که می‌برد؟

برگ خزان رسیده به بستان که می‌برد؟

دیوانه‌ای به تازگی از بند جسته است

این مژده را به حلقهٔ طفلان که می‌برد؟

اشک من و توقع گلگونهٔ اثر؟

طفل یتیم را به گلستان که می‌برد؟

جز من که باغ خویشتن از خانه کرده‌ام

در نوبهار سر به گریبان که می‌برد؟

هر مشکلی که هست، گرفتم گشود عقل

ره در حقیقت دل انسان که می‌برد؟

سر باختن درین سفر دور، دولت است

ورنه طریق عشق به پایان که می‌برد؟

صائب سواد شهر مرا خون مرده کرد

این دل رمیده را به بیابان که می‌برد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد حسین طالبیان نوشته:

این شعر زیبا را هنرمند تاجیکستانی استاد دولتمندخلف خوانده اند که فایل آن در سایت تبیان موجود است

کانال رسمی گنجور در تلگرام