گنجور

 
ادیب صابر

مرا هوای سحرگه پیام آورد

نسیم بوی بهشتی از آن دیار آورد

دلم به مقدم او پر زلعل و در طبقی

به دست مردم چشمم پی نثار آورد

غلام فصل بهارم که هر ورق زگلش

مرا به تازه پیامی زروی یار آورد

کجاست بلبل خوش نغمه گو بیا و ببین

که باد صبح نسیمی زنوبهار آورد

به صد زبان نتوان گفت شکر این نعمت

اگر چه از پس صد ساله انتظار آورد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصر بخارایی

صبا به خیر و سلامت سلام یار آورد

به سوی بنده پیامی ز شهریار آورد

به غیر باد که او شبرو و سحرخیز است

سلام یار که یارد به نزد یار آورد

فدای یاری بادم که نامه‌ای برساند

[...]

ادیب الممالک

شکست دستی کز خامه بس نگار آورد

نگارها ز سر کلک زرنگار آورد

شکست دستی کاندر پرند روم و طراز

هزار سحر مبین، هر دم آشکار آورد

شکست دستی کز شاهدان حجله طبع

[...]

ملک‌الشعرا بهار

شکست دستی کز خامه بی‌نگار آورد

نگارها ز سرکلک زرنگار آورد

شکست دستی کاندر پرند روم و طراز

هزار سحر مبین هردم آشکار آورد

شکست دستی کز شاهدان حجلهٔ طبع

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ملک‌الشعرا بهار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه