گنجور

 
سعدی

پادشاهان پاسبانانند مر درویش را

پند پیران تلخ باشد بشنو و بدخو مباش

چون کمند انداخت دزد و رخت مسکینی ببرد

پاسبان خفته خواهی باش و خواهی گو مباش

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی یزدی

در چمن ای دل چو من غیر از گل یکرو مباش

گر چو من یکرو شدی دربند رنگ و بو مباش

تا نخوانندت بخوان هر جا مشو بی وعده سبز

تا نبینی رنگ زردی چون گل خودرو مباش

گاه سرگردانی و هنگام سختی بهر فکر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه