گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰

 
سعدی
سعدی » مواعظ » قصاید
 

جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدم

به مردمی که گر از مردمی اثر دیدم

مگر که مرد وفادار از جهان گم شد

وفا ز مردم این عهد هیچ اگر دیدم

ز من مپرس که آخر چه دیدی از دوران

هر آن چه دیدم این نکته مختصر دیدم

بدین صحیفهٔ مینا به خامهٔ خورشید

نبشته یک سخن خوش به آب زر دیدم

که ای به دولت ده روز گشته مستظهر

مباش غره که از تو بزرگتر دیدم

کسی که تاج زرش بود در صباح به سر

نماز شام ورا خشت زیر سر دیدم

چو روزگار همی بگذرد رو ای سعدی

که زشت و خوب و بد و نیک در گذر دیدم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

این شعر متعلق به کمال الدین اسماعیل شاعر معاصر باسعدی میباشد البته با اندکی تفاوت ونیز مصراع دوم از بیت دوم اینست:
وفازمردم این عهد هیچ اگردیدم


پاسخ: با تشکر، «هیچ» جا افتاده اضافه شد.

جواد هاشمی نوشته:

همان طور که در حاشیه آورده اید این شعر از کمال الدین اصفهانی شاعر قرن هفتم که در دیوانش چاپ شده است. دیوان کمال الدین اصفهانی ص ۳۸۱ تا ص ۳۸۳.
اگر سندی از چاپ آن در آثار سعدی دارید بفرمایید.

جواد هاشمی نوشته:

متشکر از درج حاشیه.
به سبب تشابه اسم این جانب لطفاً تخلّص شعری ام را هم بیاورید: جواد هاشمی «تربت».

فرخ نوشته:

@نگین @جواد هاشمی:
۱-در کلیات سعدی،نسخه فروغی غرل ۴۲۴ هست.
۲- در اون نسخه، “هیچ”ی در کار نیست!
۳- اگر شعر از کس دبگری هست، تکلیف تخلص سعدی در بیت آخر چیست؟

کانال رسمی گنجور در تلگرام