|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در اشعار فوق، شاعر از سختیهای زمستان و سردی آن سخن میگوید و اشاره دارد که هیچ چیز برای او گرمکننده نیست. او به مشکلاتی که در این فصل سرد دارد، از جمله بیپناهی و نداشتن سرپناه، پرداخته و به بزرگی خود خواهش میکند که او را از این حالت رهایی بخشد، زیرا او امیدی جز به مهربانی و حمایت دیگران ندارد.
زمستان سرمای سخت و ناگزیری با خود آورده که حتی سنگ سخت نیز نمیتواند آن را برتابد.
جامی ندارم و آتشدانی که مرا گرم کند. کلبه ام در تاریکی است و در کیسه ام پول ناچیزی وجود دارد
نداشتن غذای لذیذ (کباب) و نداشتن همدم را فراموش کن. افسوس که حتی لباس گرمی نیست که لابلای آن خود را بپوشانیم
سرورم به تو امید دارم که خواهش مرا برآورده کنی، چنانکه بنده جز به سروران خود امیدی ندارد
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.