گنجور

حکایت شمارهٔ ۱

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت
 

یکی را از وزرا پسری کودن بود پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مرین را تربیتی میکن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و مؤثر نبود، پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمیشود و مرا دیوانه کرد.

چون بود اصل گوهری قابل

تربیت را در او اثر باشد

هیچ صیقل نکو نخواهد کرد

آهنی را که بد گهر باشد

خر عیسی گرش به مکه برند

چون بیاید هنوز خر باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد هادی منصوری نوشته:

یک بیت جا افتاده است. شعر به این صورت است:
چون بود اصل گوهری قابل تربیت را در او اثر باشد
هیچ صیقل نکو نخواهد کرد آهنی را که بد گوهر باشد
سگ به دریای هفتگانه بشوی چون که تر شد پلیدتر باشد
خر عیسی گرش به مکه برند چون بیاید هنوز خر باشد

امین کیخا نوشته:

بسیار می شود برادرانم، هم - گنجانم( کسانی که گنجور با من می خوانند) برای شعری از شاعران شعری بگویند ولی چیزی که کم داریم نگاه نویسی ( إظهار نظر) خوشنویسان است که نیستند و من چشم به راه گام های زیبنده ی شان هستم ، یادمان نرود میرعماد استاد خط همه گلستان را خطاطی کرده است و موزه مجلس ایران موزه ملی موزه پاریس موزه سنت پیترزبورگ پر از خطاطی های اوست .

امین کیخا نوشته:

میرعماد هم دوره شاه عباس بوده است ، یکی از دو خوشنویس دربار ان دیگری علیرضا عباسی بوده است .که در نگارش ثلث استاد بوده است میرعماد نستعلیق نویس بوده و از افتخارات قزوین است .

محمد رضا شیخی نوشته:

ظاهرا هیچ گوهر نکو( نداند) کرد درست تر باشد دانستن به معنای توانستن . حافظ فرماید
تو دم از فقر ندانی زدن (یعنی نمی توانی ) از دست مده
مسند خواجگی و مجلس تورانشاهی

موسوی آبملخی نوشته:

بازنویسی: یکی از وزیران پسری کودن داشت.او را به نزد یکی از دانشمندان فرستاد تا از او علم بیاموزد و عاقل شود. بعد از مدتی که به تحصیل مشغول شد دانشمندی که او را علم می آموخت به پدرش پیغام داد که این پسرت عاقل که نمی شود بلکه مرا هم دیوانه کرده است.
«چون بود اصل گوهرى قابل تربیت را در او اثر باشد»
اگر انسان در ذات خودش استعداد عاقل شدن و کسب علوم را داشته باشد می تواند در این مسیر قدم بردارد.
«از خدا جوییم توفیق ادب بی‌ادب محروم گشت از لطف رب»
«بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد بلکه آتش در همه آفاق زد»
کسب علم و ادب هم به تلاش نیاز دارد و هم باید خدا توفیق کسب آن را در وجود انسان به ودیعه گذاشته باشد.
«هیچ صیقل نکو نخواهد کرد آهنی را که بد گهر باشد»
«سگ به دریای هفتگانه بشوی که،چون تو شد پلیدتر باشد»
روح آدمی باید صیقل پذیر باشد آهن بدشکل را صیقل نمی دهند و ظریف کاری نمی کنند چون بعد از مدتی زنگ می زند.طلا دارای ذاتی ناب است و خود به خود ارزشمند است؛ آن را صیقل می دهند تا بر ارزش و زیبایی آن افزوده گردد.
عاقل بودن و کودن بودن می تواند ذاتی باشد سگ در دریای هفتگانه اگر شست و شو گردد بازهم از نجاست آن چیزی کم نمی گردد بلکه نیاز به استحاله دارد یعنی جنس آن تغییر کند.
«خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج»
اشاره این بیت که « خر عیسی گرش به مکه برند چون بیاید هنوز خر باشد» می تواند این نکته را در بر داشته باشد که گاه فرد از حافظه خوبی برخوردار است ولی تامل و تفکر در مطلب ندارد؛ به زبانی دیگر مطلب را نمی فهمد. و در سوره جمعه آیه ۵ می خوانیم:
« مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً ؛ مثال کسانی که به دستورات تورات، تکلیف شدند، ولی حق آن را
ادا ننمودند، همانند مثل الاغی است که کتاب هایی با خود حمل کند (و از کتاب ها بهره ای نبرد جز سنگینی بار آن)». در ضرب المثلی فارسی نیز می خوانیم« عالم شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل»
“یکی را از وزرا پسری کودن بود” گاه امکانات زیاد مانع پیشرفت فرد می شود چون فرزند وزیر و آقا زاده است سعی در آموختن ندارد. علم در شکم خالی ورود دارد.
إِنِّی وَضَعْتُ‏ خَمْسَةً فِی خَمْسَة…وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِی الْجُوعِ‏ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی الشِّبَعِ‏؛ من پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم…علم را در گرسنگی قرار دادم و مردم در سیری جستجو می کنند.
منبع: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بیروت) - بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق. ج‏۷۵ ؛ ص۴۵۳
اشاره به خر عیسی این نکته را در بردارد که گاه فرد خود از لحاظ لیاقت در جایگاه رفیعی است نباید انتظار داشت که فرزند او نیز همین طور باشد.
اما اینکه پدر او را برای کسب فضل به محضر استاد فرستاده احساس وظیفه اوست.
لَا یَزَالُ‏ الْمُؤْمِنُ‏ یُورِثُ‏ أَهْلَ‏ بَیْتِهِ‏ الْعِلْمَ‏ وَ الْأَدَبَ الصَّالِحَ حَتَّى یُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ
مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شایسته بهره مند مى سازد تا همه آنان را وارد بهشت کند.
منبع:نورى، حسین بن محمد تقى، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۸ق، ج‏۱۲ ؛ ص۲۰۱

روفیا نوشته:

بله بله درست میفرمایید،
وقتی دانشجو بودم هم اتاقی داشتم که دانشجوی پزشکی بود، بسیار پر خور و کاهل و فربه تا آنجا که از ادامه تحصیل باز ماند،
ایشان برادر کوچک طنز پردازی داشت که به شوخی نامه ای پر از پند و موعظه به نثر مسجع برایش فرستاد و چون گلستان سعدی لابلای مواعظش به ابیات مزین بود :
یکی از آن ابیات خطاب به خواهر شکم پرست این بود:
اندرون از طعام خالی دار
تا در او نور معرفت بینی

امیدی نوشته:

میرعماد در ۱۰۲۴ ق. / ۱۶۱۵ به دلیل پیروی از مذهب اهل سنت و جماعت مثل بسیاری دیگر از ایرانیان آن روزگار ناجوانمردانه به دست شاهان صفوی کشته شد و در مسجد مقصود بیک در نزدیکی میدان نقش جهان اصفهان به خاک سپرده شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام