گنجور

حکایت شمارهٔ ۹

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری
 

به دوستان گله آغاز کرد و حجت ساختم که خان و مان من این شوخ دیده پاک برُفت

شنیده‌ام که درین روزها کهن پیری

خیال بست به پیرانه سر که گیرد جفت

بخواست دخترکی خبروی گوهر نام

چو درج گوهرش از چشم مردمان بنهفت

چنان که رسم عروسی بود تماشا بود

ولی به حمله اوّل عصای شیخ بخفت

کمان کشید و نزد بر هدف که نتوان دوخت

مگر به خامه فولاد جامه هنگفت

پس از خلافت و شنعت گناه دختر نیست

ترا که دست بلرزد گهر چه دانی سفت

سود دریا نیک بودی گر نبودی بیم موج

صحبت گل خوش بدی گر نیستی تشویش خار

دوش چون طاووس می نازیدم اندر باغ وصل

دیگر امروز از فراق یار می پیچم چو مار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

eslami نوشته:

بقول خود سعدی: تو که قران بدن نمط خونی ببری رونق مسلمانی

شما که اشعار سعدی بیچاره را دستکم از لحاظ املایی، با اغلاط فاحش مینویسید، ابرویی برای هچکس باقی نمیگذارید.

eslami نوشته:

بقول خود سعدی: تو که قران بدن نمط خوانی ببری رونق مسلمانی

شما که اشعار سعدی بیچاره را دستکم از لحاظ املایی، با اغلاط فاحش مینویسید، ابرویی برای هچکس باقی نمیگذارید.

نگین شکروی نوشته:

با درود به سرکارخانم/ جناب آقای اسلامی
این مجموعه با تلاش بدون چشمداشت انسانی فرهیخته و بزرگوار و باهمکاری برخی عزیزان و دوستداران شعرو ادب پارسی فراهم شده و با کمک علاقمندان به این سایت اصلاح املایی می شود. هر مجموعه تایپی می تواند غلط های املایی داشته باشد ، منجمله نوشته خود شما که حتی در دو جمله غلط املایی داشتید و این امر، غیرعادی و قابل شماتت نیست. پس بیایید دست از برخی عادات ناپسند رایج بین ما مردمان بکشیم و بجای اعتراضات بعضا”غیرعادلانه، قدردان تهیه کنندگان این مجموعه ارزشمند باشیم و به اصلاح اشتباهات آن کمک کنیم.در ضمن باکمال احترام به شما و برای حفظ صورت صحیح شعر، بیت مذکور را به شکل صحیح آن بازنویسی میکنم:
گرتو قرآن بدین نمط خوانی
ببری رونق مسلمانی

نگین شکروی نوشته:

با درود و سپاس فراوان
لطفا” متن شعر بدینگونه اصلاح شود:

شنیده‌ام که درین روزها کهن پیری
خیال بست به پیرانه سر گیرد جفت

بخواست دخترکی خوبروی گوهر نام
چو درج گوهرش از چشم مردمان بنهفت

چنانکه رسم عروسی بود تماشا بود
ولی به حمله اول عصای شیخ بخفت

کمان کشید و نزد بر هدف که نتوان دوخت
مگر به خامه فولاد جامه هنگفت

به دوستان گله آغاز کرد و حجت ساخت
که خان و مان من این شوخ دیده پاک برفت

میان شوهر و زن جنگ و فتنه خاست چنان
که سر به شحنه و قاضی کشید و سعدی گفت :

پس از خلافت و شنعت گناه دختر نیست
تو را که دست بلرزد، گهر چه دانی سفت

احمد.د نوشته:

از تهیه کنندگان و دست اندرکاران این سایت صمیمانه تقدیر و تشکر می کنم. غلط املایی چیزی از ارزشهای این مجموعه کم نمی کند. موفق باشید

امین کیخا نوشته:

هنگفت برابر تنک و به معنای ضخیم است اما معنی زیاد هم میدهد و فعلی هم دارد هنگفتن

امین کیخا نوشته:

در برابر

رضا شهنی نوشته:

متن صحیح شعر توسط خانم نگین نوشته شده است
اما در نسخه که توسط اقای جمشید غلامی نهاد گزینش متن شده است به جای واژه “مرمان” در مصرع پهارم از وازه “همگنان” استفاده شده است و به جای واژه “خامه” در بیت پنجم از واژه “سوزن “استفاده شده

مجید دشتبانی نوشته:

در بسیاری از نسخ دو بیت آخر مربوط به باب پیشین است و مربوط به این حکایت نیست که با توجه به موضوعیت حکایت نیز میتوان این را دریافت. با تشکر

ناشناس نوشته:

کمان کشید ونزد برهدف که نتوان دوخت
مگر به سوزن فولاد جامه ی هنگفت

جامه را با سوزن می دوزند نه باخامه که به معنی قلم است

امین کیخا نوشته:

نغزی ای که آشکار کردید این بود که هنگفت یعنی ضخیم . thin می شود تنک و thick می شود هنگفت . کارواژه ی هنگفتن هم زیباست .

عباس نوشته:

نسخه ای که در اختیار من است به جای خامه فولاد، سوزن پولاد دارد.

م ر آژیراک نوشته:

گلستان سعدی یادآور ایام دبستان و دبیرستان و زنده یاد رادمرد ایل همیشه سرافراز قشقایی محمد بهمن بیگی است . سپاس بیکران نثار شما عزیزان گرامی پایه گذار و کرداننده این سایت که پاسدار و نگهدار ادب کهن فارسی می باشید.

بابک نوشته:

منظور از خلافت و شنعت در بیت آخر چیه؟ ممنون میشم اگر دوستان در درک مفهومش راهنمایی کنن.

مهناز ، س نوشته:

گرامی بابک
چند بیت از قلم افتاده و موضوع را نا مفهوم کرده:
،،،
به دوستان گله آغاز کرد و حجت ساخت
که خان و مان من این شوخ دیده پاک برُفت
میان شوهر و زن جنگ و فتنه خاست چنان
که سر به شحنه و قاضی کشید و سعدی گفت :
پس از خلافت و شنعت گناه دختر نیست
تو را که دست بلرزد، گهر چه دانی سفت
می گوید : مخالفت و رسوایی و آبرو ریزی گناه دختر نیست
سعدی خلافت را معادل مخالفت و جنگ و فتنه گرفته و شنعت را معادل زشتی و رسوایی
مانا باشی

بابک نوشته:

مهناز س ، متشکرم از لطف شما

کانال رسمی گنجور در تلگرام