گنجور

تکه ۱۶

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات
 

اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز

به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز

ندانم از پی چندین جفا که با من کرد

نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟

به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار

جواب داد فلانی ازان ماست هنوز

چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد

به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز

عداوت از طرف آن شکسته پیمانست

وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز

بتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر

که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز

کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق

میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز

نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد

قیاس کردم و ز اندیشه‌ها و راست هنوز

سلام من برسان ای صبا به یار و بگو

که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

وحید نوشته:

این شعر سعدی بیانگر بی وفایی و عدم توجه معشوق به عاشق است .. در واقع سعدی از قعر دل ناله میزند که عاشق واقعیست . . .

احسان نوشته:

سلام
«به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار» رو درست نوشتید؟ وزنش می‌لنگه

ندا نوشته:

اگرچه دل به کسی داد جان ماست هنوز

عالی یه

سید احمد مجاب نوشته:

نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد
قیاس کردم و ز اندیشه‌ها وراست هنوز

سید احمد مجاب نوشته:

نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد
قیاس کردم و ز اندیشه‌ها وراست هنوز

عاطفه نوشته:

آقای احسان در تصحیح مرحوم فروغی به همین شکل درج شده است :
به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار

مهدی به فتح میم نوشته:

در مصرع دوم بیت ماقبل آخر،
“قیاس کردم و ز اندیشه‌ها وراست هنوز” به نظر میرسه یه فاصله اشتباه وارد شده.
“ورا” یه کلمه است. معناش هم اینطور میشه که: قیاس کردم و [نیازمندی من] از اندیشه ها هنوز ورا می باشد.

یه بنده خدا نوشته:

اصن عالیه این شعر
.
سعدی اینجا داره میگه که علاوه بر اینکه مصرع «سر زلف تو نباشد، سر زلف دگری» رو قبول نداره، بلکه اونو با شدت و حدت، رد و محکوم میکنه و میگه عاغاااا جمع کنین بساط بی وفایی تونو!!!!
.
به نظر بنده، مصرع «به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار»، این طور درست باشه که «به راز گفتم به دل، ز خاطرش بگذر». چون بگذار درست نمیاد و سعدی میگه به دلم گفتم که از خاطرش گذر کن.
«وراست» درست هست نه «و راست»
.
تشکر از سایت خوب تون!

کانال رسمی گنجور در تلگرام