گنجور

غزل ۵۴۷

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خانه صاحب نظران می‌بری

پرده پرهیزکنان می‌دری

گر تو پری چهره نپوشی نقاب

توبه صوفی به زیان آوری

این چه وجودست نمی‌دانمت

آدمیی یا ملکی یا پری

گر همه سرمایه زیان می‌کند

سود بود دیدن آن مشتری

نسخه این روی به نقاش بر

تا بکند توبه ز صورتگری

با تترت حاجت شمشیر نیست

حمله همی‌آری و دل می‌بری

گر تو در آیینه تأمل کنی

صورت خود باز به ما ننگری

خسرو اگر عهد تو دریافتی

دل به تو دادی که تو شیرینتری

گر دری از خلق ببندم به روی

بر تو نبندم که به خاطر دری

سعدی اگر کشته شود در فراق

زنده شود چون به سرش بگذری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

farb نوشته:

توبه صوفی به زبان آوری
فکر میکنم به جای زبان کلمه زیان نوشته شده است

بی نام و نشان نوشته:

کاش کسی برای من بیت هفت رو معنی کنه. پیشاپیش از اون کسی ممنونم

گمنام-۱ نوشته:

از گمنام-۱
به:
بی نام و نشان
در باره: مانای بیت هفتم ازغزل ۵۴۷ شیخ شیراز

می فرماید ؛ اگر چهره خویش را نیک در آیینه بنگری
دیگر به ما نیم نگاهی نخواهی افکند، و چنین باید خواند:
گر تو در آیینه تامل کنی صورت خود، بازبه ما ننگری
به قول مهناز گرامی ، مانا باشی

کانال رسمی گنجور در تلگرام