گنجور

غزل ۲۴۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

این جا شکری هست که چندین مگسانند

یا بوالعجبی کاین همه صاحب هوسانند

بس در طلبت سعی نمودیم و نگفتی

کاین هیچ کسان در طلب ما چه کسانند

ای قافله سالار چنین گرم چه رانی

آهسته که در کوه و کمر بازپسانند

صد مشعله افروخته گردد به چراغی

این نور تو داری و دگر مقتبسانند

من قلب و لسانم به وفاداری و صحبت

و اینان همه قلبند که پیش تو لسانند

آنان که شب آرام نگیرند ز فکرت

چون صبح پدیدست که صادق نفسانند

و آنان که به دیدار چنان میل ندارند

سوگند توان خورد که بی عقل و خسانند

دانی چه جفا می‌رود از دست رقیبت

حیفست که طوطی و زغن هم قفسانند

در طالع من نیست که نزدیک تو باشم

می‌گویمت از دور دعا گر برسانند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آرمانم که نیلوفری شده ام نوشته:

هزاران درود بر تو شیخ اجل ، درووووووود
“در طالع من نیست که نزدیک تو باشم
می‌گویمت از دور دعا گر برسانند”

گمنام نوشته:

ای قافله سالار!! چنین گرم ، چه رانی؟
آهسته !، که در کوه و کمر باز پسان اند.

من قلب و لسانم ، به وفاداری و صحبت
واینان ، همه قلبند !! که پیش تو لسان اند
…..
آنان که شب آرام نگیرند ز فکرت
چون صبح ، پدید است ، که صادق نفسان اند.

به شپیده دم سوگند ! که شب زنده داران ، راستگویان اند.

پریشان روزگار نوشته:

درود گمنام گرامی
به سپیده دم سوگند ، که شب زنده داران
راست گویانند.

نیلوفر نوشته:

برترین درود ها نثار تو شیخ اجل که چنین شیرین سخنی.لذت بردم

شمس شیرازی نوشته:

بس در طلبت سعی نمودیم و نگفتی
کاین هیچ کسان در طلب ما چه کسانند؟؟!
به سپیده دم سوگند که بر حدیث شیخ کس نخواهد افزود.

کانال رسمی گنجور در تلگرام