گنجور

غزل ۲۴۷

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با دوست باش گر همه آفاق دشمنند

کاو مرهم است اگر دگران نیش می‌زنند

ای صورتی که پیش تو خوبان روزگار

همچون طلسم پای خجالت به دامنند

یک بامداد اگر بخرامی به بوستان

بینی که سرو را ز لب جوی برکنند

تلخ است پیش طایفه‌ای جور خوبروی

از معتقد شنو که شکر می‌پراکنند

ای متقی گر اهل دلی دیده‌ها بدوز

کاینان به دل ربودن مردم معینند

یا پرده‌ای به چشم تأمل فروگذار

یا دل بنه که پرده ز کارت برافکنند

جانم دریغ نیست ولیکن دل ضعیف

صندوق سر توست نخواهم که بشکنند

حسن تو نادر است در این عهد و شعر من

من چشم بر تو و همگان گوش بر منند

گویی جمال دوست که بیند چنان که اوست

الا به راه دیده سعدی نظر کنند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

7 نوشته:

جانم دریغ نیست ولیکن دل ضعیف

صندوق سر توست نخواهم که بشکنند

سعدی در غزل وقتی رند فروتن است ودیگر فروتن رند و سوار بر آبهای بیکران ادب موج سواری میکند.

7 نوشته:

ای متقی گر اهل دلی دیده‌ها بدوز

کاینان به دل ربودن مردم معینند

امر به معروف و نهی از منکر به این گویند.

با دوست باش گر همه آفاق دشمنند

کو مرهمست اگر دگران نیش می‌زنند

میلاد8 نوشته:

این غزل رو در مایه ی افشاری ، تاج اصفهانی زیبا اجرا کرده.

ارش نوشته:

این بیت رو معنی کنید دوستان
تلخست پیش طایفه‌ای جور خوبروی
از معتقد شنو که شکر می‌پراکنند

گمنام نوشته:

آرش گرامی،
می فرماید ، برخی نا عاشقان ، جور خوبرویان را تلخ می انگارند، تلخ می بینند.
به مهر ورزان راستین گوش بسپار ، که نوش شکر پراکنی آنرا چشیده اند..

……..من چشم بر تو و همگان گوش بر من اند !

بهناز نوشته:

یاران سعدی شناس بیت ۵ را چگونه شرح می دهید؟
ای متقی گر اهل دلی دیده ها بدوز …

حمیدرضا نوشته:

این که «طلسم» در بیت دوم چه نقشی دارد برای من مبهم است. تنها چیزی که به ذهنم می‌رسد این است که در مقابل «صورت» در مصرع اول آمده باشد و به نوعی به معنای جنس اصل و با اصالت (صورت؟) در مقابل جنس تقلبی و جعلی و محصول یا ابزار جادو (طلسم؟) به کار رفته باشد.
دوستان نظری دارند؟

7 نوشته:

آنچنانی که هر یک از خوبان روزگار از سر غم و غبطه بسان مجسمه در گوشه ای خشک و بیجان کز گرفته باشد.
پای خجالت به دامنند=زانوی غم بغل داشتن

حسین 1 نوشته:

حمید رضا جان
کمی متفاوت از شما
گویا می گوید:مثل اینست که همه ی زیبا رویان جهان در مقابل صورت زیبای تو طلسم شده اند و شرمنده ،
ماندگار باشی

کانال رسمی گنجور در تلگرام