گنجور

غزل ۲۴۲

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرو بلند بین که چه رفتار می‌کند

وآن ماه محتشم که چه گفتار می‌کند

آن چشم مست بین که به شوخی و دلبری

قصد هلاک مردم هشیار می‌کند

دیوانه می‌کند دل صاحب تمیز را

هر گه که التفات پری وار می‌کند

ما روی کرده از همه عالم به روی او

وآن سست عهد روی به دیوار می‌کند

عاقل خبر ندارد از اندوه عاشقان

خفته‌ست و عیب مردم بیدار می‌کند

من طاقت شکیب ندارم ز روی خوب

صوفی به عجز خویشتن اقرار می‌کند

بیچاره از مطالعه روی نیکوان

صد بار توبه کرد و دگربار می‌کند

سعدی نگفتمت که خم زلف شاهدان

دربند او مشو که گرفتار می‌کند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهار نوشته:

بیت پنجم، مصرع دوم باید باشه: خفتست و عیب مردم بیدار می‌کند

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام