گنجور

غزل ۱۸۸

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد

نچمی که شاخ طوبی به ستیزه برنریزد

هوس تو هیچ طبعی نپزد که سر نبازد

ز پی تو هیچ مرغی نپرد که پر نریزد

دلم از غمت زمانی نتواند ار ننالد

مژه یک دم آب حسرت نشکیبد ار نریزد

که نه من ز دست خوبان نبرم به عاقبت جان

تو مرا بکش که خونم ز تو خوبتر نریزد

دررست لفظ سعدی ز فراز بحر معنی

چه کند به دامنی در که به دوست برنریزد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نیما نوشته:

در بیت اول قافیه آیا « برنخیزد » نیست؟
هم مطابق معنی ست و هم مکرر نخواهد بود چون در بیت آخر « برنریزد » آمده است…

صدرا نوشته:

دوست عزیز، این شعر مردف است و نریزد ردیف آن است…
اگر بر نخیزد را اختیار کنیم، به کل شعر از اصول قافیه و ردیف خارج می گردد.

ندا نوشته:

بیت دوم چقدر دلنشینه واقعا. ز پی تو هیچ مرغی نپرد که پر نریزد

7 نوشته:

به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد
نچمی که شاخ طوبی به ستیزه برنریزد
انگاه که سخن میرانی از لبانت شکر میریزد و آنگاه که با ناز و کرشه میخرامی شاخه و برگ درخت طوبی از رشک زیاد میریزد
بر در مصرع دوم=کوتاه شده برگ و نیز میوه

کانال رسمی گنجور در تلگرام