گنجور

غزل ۱۶۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

تو را که هر چه مرادست می‌رود از پیش

ز بی مرادی امثال ما چه غم دارد

تو پادشاهی گر چشم پاسبان همه شب

به خواب درنرود پادشا چه غم دارد

خطاست این که دل دوستان بیازاری

ولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد

امیر خوبان آخر گدای خیل توایم

جواب ده که امیر از گدا چه غم دارد

بکی العذول علی ماجری لاجفانی

رفیق غافل از این ماجرا چه غم دارد

هزار دشمن اگر در قفاست عارف را

چو روی خوب تو دید از قفا چه غم دارد

قضا به تلخی و شیرینی ای پسر رفتست

تو گر ترش بنشینی قضا چه غم دارد

بلای عشق عظیمست لاابالی را

چو دل به مرگ نهاد از بلا چه غم دارد

جفا و هر چه توانی بکن که سعدی را

که ترک خویش گرفت از جفا چه غم دارد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عبدالکریم نوشته:

تو پادشاهی گر چشم پاسبانان همه شب
به نظر می رسد این درست تر باشد :
تو پادشاهی و گر چشم پاسبان همه شب

منوچهر نوشته:

پادشاهی گر
باید احتمالا پادشاهی اگر باشد که روان تر است

برگی از کتابی بینام نوشته:

با درود و سپاس برای ایجاد این سایت بسیار خوب و مفید….

در مورد این مصرع از این غزل

تو پادشاهی گر چشم پاسبانان همه شب

به نظرم باید در اصل اینطور باشه
تو پادشاهی اگر چشم پاسبان همه شب

پاسبانان از لحاظ عروضی وزن رو میشکونه و پاسبان درسته

مصطفی نوشته:

در مصرع دوم بیت آخر بنظر میاد به جای “که” میبایستی از “چو” استفاده میشده و بخوانیم:

چو ترک خویش گرفت از جفا چه غم دارد

ارش نوشته:

سلام. دوستان این بیت چه معنایی دارد
بکی العذول علی ماجری لا جفانی
رفیق غافل از این ماجرا چه غم دارد

میلادی رومی نوشته:

آقای عبدالکریم ؛ منوچهر بسیار ممنون از نظرات دقیق و ارزندتون…

میلادی رومی نوشته:

من خیلی خود خواهم که این رو میخوام ولی خب بیان میکنم که جای نظر استاد شمس الحق بسیار خالیه.!
استاد کاش مارو با نظراتتون خوشحال کنین

شمس الحق نوشته:

دوست عزیز ، حقیر فاقد تخصص و شناخت کافی در غزلیات استاد سخن است ، انشاءالله سایر عزیزان همچون عالیجنابان رسته و شبرو و نیز بانوان فرهیخته گنجور ، مانند خانم ها روفیا و مرسدس و مهری بانو و حضرت دکتر ترابی و جناب بابک و دیگر دوستان به خواسته شما پاسخ خواهند داد ، با این همه از لطف شما و از اینکه به یاد این بی مقدار بودید سپاسگزارم .

حمیدرضا نوشته:

در مورد عبارت عربی مصرع اول بیت ششم، در فرهنگهای فارسی «عذول» عیبجو و سرزنشگر و «اجفان» جمع جفن به معنی پلک چشم معنی شده. لذا احتمالا معنای کل مصرع چنین چیزی می‌تواند باشد که «[حتی] سرزنشگر بر آن ماجرایی که بر پلکهای چشمم رفت گریه کرد …».
دوستان عربی‌دان لطفا تصحیح یا تأیید کنند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام