گنجور

حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت
 

برهنه تنی یک درم وام کرد

تن خویش را کسوتی خام کرد

بنالید کای طالع بدلگام

به گرما بپختم در این زیر خام

چو ناپخته آمد ز سختی به جوش

یکی گفتش از چاه زندان، خموش

بجای آور، ای خام، شکر خدای

که چون ما نه‌ای خام بر دست و پای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام