گنجور

حکایت در معنی رحمت بر ضعیفان و اندیشه در عاقبت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب دوم در احسان
 

بنالید درویشی از ضعف حال

بر تندرویی خداوند مال

نه دینار دادش سیه دل نه دانگ

بر او زد به سرباری از طیره بانگ

دل سائل از جور او خون گرفت

سر از غم برآورد و گفت ای شگفت

توانگر ترش روی، باری، چراست؟

مگر می‌نترسد ز تلخی خواست؟

بفرمود کوته نظر تا غلام

براندش بخواری و زجر تمام

به ناکردن شکر پروردگار

شنیدم که برگشت از او روزگار

بزرگیش سر در تباهی نهاد

عطارد قلم در سیاهی نهاد

شقاوت برهنه نشاندش چو سیر

نه بارش رها کردو نه بارگیر

فشاندش قضا بر سر از فاقه خاک

مشعبد صفت، کیسه و دست پاک

سراپای حالش دگرگونه گشت

بر این ماجری مدتی برگذشت

غلامش به دست کریمی فتاد

توانگر دل و دست و روشن نهاد

به دیدار مسکین آشفته حال

چنان شاد بودی که مسکین به مال

شبانگه یکی بر درش لقمه جست

ز سختی کشیدن قدمهاش سست

بفرمود صاحب نظر بنده را

که خشنود کن مرد درمنده را

چو نزدیک بردش ز خوان بهره‌ای

برآورد بی خویشتن نعره‌ای

شکسته دل آمد بر خواجه باز

عیان کرده اشکش به دیباجه راز

بپرسید سالار فرخنده خوی

که اشکت ز جور که آمد به روی؟

بگفت اندرونم بشورید سخت

بر احوال این پیر شوریده بخت

که مملوک وی بودم اندر قدیم

خداوند اسباب و املاک و سیم

چو کوتاه شد دستش از عز و ناز

کند دست خواهش به درها دراز

بخندید وگفت ای پسر جور نیست

ستم بر کس از گردش دور نیست

نه آن تند روی است بازارگان

که بردی سر از کبر بر آسمان؟

من آنم که آن روزم از در براند

به روز منش دور گیتی نشاند

نگه کرد باز آسمان سوی من

فرو شست گرد غم از روی من

خدای ار به حکمت ببندد دری

گشاید به فضل و کرم دیگری

بسا مفلس بینوا سیر شد

بسا کار منعم زبر زیر شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مینا نوشته:

فاقه فقرو تنگدستیست و در معنای نیاز هم کاربرد دارد

مینا نوشته:

دیباجه ظاهرادر اینجا به معنی صورت و روی بکاررفته که بسیار زیباست

امین کیخا نوشته:

کلماتی که به وضعیت اجتماعی ناخوبی اشاره می کنند خیلی زود توسط مردم کنار گذاشته می شوند و به این ترتیب تعداد کلمات به معنی شغلهای ناخوب و وضعیت های اجتماعی پایین زیاد می شوند مثلا در این شعر درویش، سائل ، غلام، فقیر، مسکین، درمنده، شوریده بخت، مملوک، مفلس ، و بینوا امده است علتش همین است که پیوسته می خواهند لغتی درست کنند که یک فقیر محترم را نشان دهد ولی وضعیت سخت جامعه نمی پذیرد، برای کسی که زباله جمع می کند سفور ، سپور، اشغالی ، پیک بهداشت، تا حالا درست شده است قصد و رای خوار داشت این نازنینان زحمت کش را ندارم ولی قول میدهدم نام های جدیدی در راه است

امین کیخا نوشته:

از میان این اسمها برای فقیر دوتایش را به انگلیسی هم می فهمند و ان fakir و dervish است و در فرهنگ های انگلیسی حضور دارند .

امین کیخا نوشته:

واژه ازاده به معنی کسی که بنده و رهی کسی نیست کاربرد داشته است و کمتر معنی امروزه به معنی ازاد مرد و کسی که اندیشه ازاد داردنیست

امین کیخا نوشته:

در حدیثی از پیامبر به ایرانی ها فرس الاحرار گفته شده است یعنی ایرانی ازاده

رضا نوشته:

در گویش رایج این بیت با تغییراتی ضرب المثل شده است:
خدا گر ز حکمت ببندد دری
ز رحمت گشاید در دیگری

7 نوشته:

بزرگیش سر در تباهی نهاد
عطارد قلم در سیاهی نهاد
عطارد عربی که ریشه آن را اشتاروت خدای بابلی میدانند در فارسی تیر و در انگلیسی مرکوری.یونانیان آن را خدای سخنوری و بازرگانی میدانستند و جیوه(آبک) را به این نام خوانند.در فارسی هم تیر میرزای آسمان و قلم سرنوشت آدمی در دستان اوست چنانکه در همین بیت آمده است.
عطارد یا تیربا ۵۷ میلیون کیلومتر راه تا خورشید، نزدیکترین سیاره منظومه خورشیدی به خورشید است و کم‌ترین مسافتی که با زمین پیدا می‌کند، به ۸۰ میلیون کیلومتر می‌رسد.دمای سمت رو به خورشید آن ۴۶۵درجه سانتیگراد است و سمت دیگر آن که شب است ۱۴۸- درجه سانتیگراد افت میکند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام