گنجور

 
روح عطار

گر نبودی روی زیبان زندگانی خوش نبودی

تیره بودی چشم جان گر چهره مه‌وش نبودی

هم شدی روزی حمایل دست ما در گردن او

گر سهی‌سرو بلند قامتش سرکش نبودی

فتنه‌ها پیدا شدی از حسن اندام لطیفش

سرو سیمینش اگر در جامه زرکش نبودی

اشک گلگونم روان کردی سراندازی به پایش

آن صنم گر بر فراز توسن ابرش نبودی

روح عطارش چرا در آب و آتش جای گشتی

گر درون آب حیوان لبش آتش نبودی

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب