باز جان در موج دریای خطر خواهم زدن
ناگهان بر قلب آن زیبا پسر خواهم زدن
در میان شهر ناگه دست فرصت چون کمر
در میان آن مه جوزاکمر خواهم زدن
گر جهان خواهد سرآمد بر من و سر میرود
بوسهای بر لعل آن تنگ شکر خواهم زدن
گر نگرداند لب خشکم تر آن ترسابچه
زآتش دل آتش اندر خشک و تر خواهم زدن
ور سرم بردارد آن شمع چگل مانند شمع
همچو شمعش لاف جانبازی ز سر خواهم زدن
در هوای آن بت سیمینبر زرینکمر
اشک همچون سیم بر روی چو زر خواهم زدن
روح عطار ویام هر کفر و ایمانی که هست
پیش روی و موی او بر یکدگر خواهم زدن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.