گنجور

شمارهٔ ۱۸

 
رودکی
رودکی » قصاید و قطعات
 

زمانه ، پندی آزادوار داد مرا

زمانه، چون نگری، سربه سر همه پندست

به روز نیک کسان، گفت: تا تو غم نخوری

بسا کسا! که به روز تو آرزومندست

زمانه گفت مرا: خشم خویش دار نگاه

کرا زبان نه به بندست پای دربندست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

«تا» در بیت دوم یعنی مبادا! زنهار! و باید با حالت خطابی خوانده شود.

غلامحسین مراقبی نوشته:

با درود به شما و گران کارتان
در بارة مصراع دوم بیت نخست: بپذیریم که نگریستن، آن هم به زمانه، برای همگان پندآموز نیست. رودکی به نیکویی می دانست که اگر کسی باید پند بگیرد، باید با دقت بنگرد! ازین روست که سرود: زمانه را چو نکو بنگری، همه پندست
نکتة دوم در بارة مصراع آخر است: که را زبان نه به بندست پای در بندست
نخست در بارة که را. شکل نوشتاری باید این گونه باشد: کرا تا مفهوم کسی را که و یا آن را که را برساند
با ارادت

پاسخ: با تشکر، «که را» با «کرا» جایگزین شد.

مرتضی پاریزی نوشته:

بادرود همانگونه که که آقای مراقبی هم درتوضیح خود ذکرکرده اند زمانه را چو نکو بنگری همه پند است درست تراست چون نکو نگریستن دراین مصرع موردنظراست .
بااحترام

علی اکبر نوشته:

با سلام و احترام به دوستان عزیز در مورد مصرع دوم از بیت اول:زمانه چون نگری سر به سر همه پند است.زمانه منتظر کسی نمی نشیند که نکو بنگرد یا نانکو.بر اساس دیده ها و تجربیات شخصی احساس می کنم هیچ استادی بی ملاحظه تر از زمانه و روزگار وجود ندارد.نکته دیگر زبان شعر رودکی است که آیا مصرع ذکر شده بیشتر به این زبان نزدیک است یا این مصرع:زمانه را چو نکو بنگری همه پند است.که این کار به مطالعه ی دقیق نیاز دارد که نه در تخصص من است نه جای بحث مفصل.اما ذکر کنم که ذهن من بیشتر همان را می پسندد که گنجور عزیز ذکر کرده است.

دکتر ترابی نوشته:

این کمترین نیز با هم دهی ! آقای پاریزی هم عقیده است ، از دوره دبستا ن این دو بیت را این گونه به یاد دارم:
زمانه پندی آزاد وار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پند است( چشها را باید گشود جور دیگر باید دید نکو باید دید۰)
به روز نیک کسان گفت: غم مخور، زنهار!!
بسا کسا که به روز تو آرزومند است.

عبدالعلی عظیمی نوشته:

اول اینکه نمی توان در مورد صورتی که خودِ رودکی برای شعرش می پسندیده حرفی زد؛ اما گمان کنم اگر تصور کنیم که شاعراین دو صورت را داشت و می خواست یکی را انتخاب کند “چون نگری” رابر می گزید ،به این دلیلِ ساده که این قید درخودش “چو نکو نگری”را دارد . نگریستن به معنای توجه است به چیزی.

عبدالعلی عظیمی نوشته:

تکمله: اگر ابهامی در مختصرگویی من بود ببخشید. برای روشن شدن مطلب کافی ست قید را بردارید . شاعر می توانست بدون این قید هم بسنده کند به زمانه همه پند است. با این قیدِ”چون نگری” می گوید اگر توجه بکنی چنین است. وقتی می گوییم “ببین.” مرادمان دیدن نیست ،توجه و دقت کردن و نکو نگریستن است.
دوم این است که شاعر ممکن است که دلش بخواهد ،درعین حال، بخواهد حرفش را مؤکد کند. پس ،اگر “چو نکو نگری” بیشتر به دلتان می نشیند خلاف نیست. حشوی اتفاق نیفتاده است.همان طور که گاهی برای توجه بیش تر می گوییم” خوب نکاه کن” یا “اگر درست نگاه کنی…”

بردیا داراب نوشته:

با سلام و عرض ادب ، آنچه که به یاد دارم اینست که رودکی را از نخستین شاعرانی میدانند که بزبان پارسی دری شعر میگفت و بدان شکل که در سایت گنجور این شعر آمده است بزبان دری نزدیک تر است .

کانال رسمی گنجور در تلگرام