بخش ۱۸ - خاوری کوزه کنانی
اسمش میرزا معصوم و سلسله نسبش به شمس الدین تبریزی میپیوندد. در دارالمؤمنین کاشان توطن دارد. نظر به پاکی فطرت و نیکی جبلت به مصاحبت اهل دنیا راضی نگردیده و به کسب و تجارت امور، معاش خود گذرانیده. چنان که در قصیدهای فرماید:
ز بدو حال ز مردم طمع بریدستم
که صعوه را نکند طعمه همت شاهین
به قرص سفرهٔ خود راضیم ز گندم و جو
به صید بازوی خود قانعم ز غث و سمین
به حکم استطاعت به زیارت بیت اللّه مشرف و در عرض راه مثنوی به بحر مثنوی قران السعدین امیرخسرو دهلوی مسمی به تحفة الحرمین منظوم فرموده. بالجمله از مسالک سلوک واقف و از مصاحبان اهل معارف. اشعار بسیار دارد در این وقت چیزی حاضر نیست. این چند بیت تیمّناً قلمی میشود:
در آن خلوت که حیرت لب فروبندد جهانی را
مجال نطق باشد خاصه چون من بی زبانی را
شرمندهام ز بس که به وصلش تمام عمر
دادم فریب این دل هجران کشیده را
هست شمعم بدید و در همه جا
روشن از وی هزار انجمن است
شرط عشق آمدخموشی ورنه من هم پیش یار
میتوانم گفت حال خود زبانم لال نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: میرزا معصوم، شاعر و اهل خانهای از کاشان است که نسب او به شمسالدین تبریزی میرسد. او به خاطر پاکی فطرت و نیکی جبلت خود، از مصاحبت اهل دنیا پرهیز کرده و به کسب و تجارت مشغول بوده است. وی در اشعارش به رضایت از زندگی ساده خود اشاره کرده و به زیارت بیتالله شرفیاب شده است. او در زمینه سلوک و معارف اهل دانش است و اشعار زیبایی دارد. در اشعاری که از او باقیمانده، احساسات عمیق او نسبت به عشق و ارتباطش با معشوق به وضوح نمایان است، او به شیرینی عشق و دشواریهای آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: او میرزا معصوم نام دارد و نسبش به شمس الدین تبریزی برمیگردد. در کاشان، دارالمؤمنین، زندگی میکند. با توجه به پاکی فطرت و نیکوکاریاش، به دوستی با اهل دنیا راضی نیست و برای تامین معاش خود به کسب و تجارت مشغول است. همانطور که در شعری اشاره کرده است:
هوش مصنوعی: از زمانی که او را دیدم، از مردم ناامید شدم؛ چرا که پرنده کوچک هیچگاه نمیتواند طعمهی همت و توانایی پرندهی بزرگ باشد.
هوش مصنوعی: من از خوراک سادهای که دارم راضیام و از کار و تلاش خودم هم خوشحالم، حتی اگر ثروت و نعمتهای فراوانی نصیبم نشود.
هوش مصنوعی: با توجه به توانایی مالی، به زیارت خانه خدا مشرف شدم و در طول مسیر مثنویای به نام "بحر مثنوی قرآن السعدین" که اثر امیرخسرو دهلوی است و به "تحفه الحرمین" نیز مشهور است، سروده شده است. به طور کلی، من از مسیرهای سلوک باخبرم و با اهل معرفت در ارتباط هستم. اشعار زیادی دارم، اما در حال حاضر چیزی در دسترس نیست. این چند بیت را به عنوان یادگاری مینویسم:
هوش مصنوعی: در آن مکان خلوت که همه در سکوت و حیرت هستند، دنیا فرصتی برای سخن گفتن پیدا میکند، به ویژه برای کسی که مانند من از گفتن ناتوان است.
هوش مصنوعی: من به خاطر این که تمام عمرم را صرف رسیدن به او کردهام، شرمندهام و حتی دیگر نمیتوانم به این دل که از دوری او رنج میبرد، فریب بدهم.
هوش مصنوعی: من مانند شمعی هستم که در دل تاریکی میدرخشم و وجودم روشنیبخش است. این نور باعث ایجاد هزاران جمع و بستری از گفتگو و تبادل نظر در اطراف من میشود.
هوش مصنوعی: در عشق، سکوت لازم است؛ وگرنه من هم میتوانم در حضور محبوبم از حال و روز خود بگویم و زبانم دور از بیان نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.