تا آساید دل زارم بنشین
بنشین ای گل به کنارم بنشین
سوز دل میدانی، بنشین تا بنشانی، آتش دل را
یک نفس مرو که جز غم، همنفس ندارم
یار کس مشو که من هم جز تو کس ندارم
ماه من به دامنم بنشین کز غمت ستاره بارم
شکوه ها ز دوریت هر شب با مه و ستاره دارم
من چه باشم بسته بندت نیمه جانی صید کمندت آرزومندت
از غمت چون ابر بهارم ای به از گلهای بهاری روی دلبندت
ای شمع طرب، سوزم همه شب بنشین که شود طی شب تارم بنشین، به کنارم بنشین
مرو مرو که بی تابم من
درون آتش و آبم من
دامنم، ز اشک غم تر باشد
خارم ای گل، بستر باشد
بیا بیا که نوشم جامی ستانم از دهانت کامی، طره تو بوسه باران سازم
گه جان یابم
گه جان بازم
مه فتنه گرم چه روی ز برم؟ چون ز دلداری آمدی باری،
تا به پایت جان، بسپارم بنشین
به کنارم بنشین.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی سروده شده است. شاعر از معشوقهاش درخواست میکند که به کنارش بنشیند و او را تسلی دهد. او از سوز دل و غم ناشی از فاصله و جدایی صحبت میکند و میگوید که بدون حضور معشوق کسی را در زندگی ندارد. او به زیبایی معشوقهاش و تأثیر آن بر دلش اشاره میکند و از او میخواهد که در کنار او بماند تا به آرامش برسد. شاعر احساسات خود را به وضوح بیان کرده و ابراز میکند که او را در آتش عشق و غم رها کردهاند و نیاز به حضور معشوقه دارد تا جان تازهای بگیرد. در نهایت، شاعر بر اهمیت وجود معشوقهاش در زندگیاش تأکید میکند.
هوش مصنوعی: خود را آرام کن و کنار من بنشین، ای گل، تا دل غمگین من آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: سوز و درد درونت را میدانی، پس بنشین و بگذار که آتش دلات را به نمایش بگذاری.
هوش مصنوعی: برای یک لحظه نرو که تنها غم را همدم خود دارم، و به کسی دیگر تبدیل نشو، چون من جز تو کسی را ندارم.
هوش مصنوعی: ای ماه من، در آغوشم بنشین؛ زیرا غم تو باعث شده که مانند ستارهها اشک بریزم. هر شب، به یاد دوریات با ماه و ستارهها از دردها و شکایتهایم سخن میگویم.
هوش مصنوعی: من در کنار تو احساس و زندگیام را از دست میدهم. در کمند محبتت گرفتار آمدهام و با تمام وجود خواهان تو هستم. از غم دوریات مانند ابر بهاری میشوم و در عین حال عشق و زیباییات برای من بیش از گلهای بهاری ارزشمند است.
هوش مصنوعی: ای شمع خوشی، من شب را در آتش عشق میسوزم. بنشین تا با هم این شب تار را سپری کنیم، کنارم بمان و همراهی کن.
هوش مصنوعی: نرو، نرو که من در حال حاضر خیلی بیتاب و restless هستم، مانند آتش و آبی که در درونم جاری است.
هوش مصنوعی: دست من از اشک های غم پر شده و درد و رنج من به اندازهای زیاد است که به نظر میرسد در میان خارها خوابیدهام. ای گل، این حال من بستر غم و اندوه است.
هوش مصنوعی: بیا که برایت جامی مینوشم و از لبانت لذتی میبرم، موهایت را چنان بوسه میزنم که پر از باران شود.
هوش مصنوعی: گاهی جان تازهای مییابم و گاهی باز به زندگی قبلیام برمیگردم.
هوش مصنوعی: ماهِ زیبایی که با جذابیتش مرا شگفت زده کرده، چه نازی دارد که از جلویم دور شود؟ چون تو برای آرامکردن دل من آمدی، پس حالا چه میگویی؟
هوش مصنوعی: تا جانم را فدای تو کنم، کنارم بنشین و با من باش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.