امیر گنه: اینْ شهررِهْ چه کارْ بسازِمْ
ناکَردِه چَل رِهْ چٰارِهْ، ناچارْ بسازِمْ
گاهی به دِریو، گَهْ به کنارْبسازِمْ
اَلْقصّهْ به جُورِ روزگارْ بسازِمْ
گاهی سَرِ زِلْفْ، گَهْ به زُنّارْ بِسازِمْ
گاهی سَرخوش وُ گَهْ به خُمارْ بسازِمْ
گاهی به گِلْ وُ گِه به گِلزارْ بسازِمْ
گاهی به رقیبْ، گه به نگار بسازِمْ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
امیر میگوید: در این شهر به چه کاری بسازم / چارهی چرخ روزگار را نکردم، ناچار [باید] بسازم
گاهی در دریا و گاهی در کرانه بهسر میبرم / مختصر، [باید] با سختی و جور روزگار مدارا کنم
[باید] گاهی با سر زلف نگار و گاه با زنّار مدارا کنم / گاه شاداب و سرخوش و گاه با دردسر مدارا کنم
گاهی باگل و گاهی با گُلزار میسازم / گاهی با رقیب و گاهی با نگار میسازم
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دشواری و چالشی که در برابرش قرار دارد صحبت میکند. او میگوید که با وجود اینکه در این شهر یا محیط هیچ کار خوبی انجام نداده است، اما ناچار است راهی برای حل مشکلات پیدا کند و خود را سازگار کند. به نوعی بیانگر نیاز به اقدام و تلاش در مقابل شرایط سخت و ناپسند است.
هوش مصنوعی: گاهی به دلخوشی میافتم و گاهی به ناملایمات زندگی عادت میکنم.
هوش مصنوعی: گاهی موهایم را به حالت خاصی آرایش میکنم، گاهی نیز شاد و سرحال هستم و زمانی دیگر ممکن است در حالت افسرده و غمگین قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: گاهی به دل گِل و لجن میزند و با آن میسازم، گاهی هم با رقیب و معشوق خودم تعامل میکنم و به آنها وابسته میشوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.