|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
بیا شب و روز از هم جدا نباشیم
بسیار شب و روز آید که ما نباشیم
در بند غم دنیای رفته نباشیم
امروز را خوش بگذران، بلکه فردا نباشیم
به باغ اگر که گل خوشنما نباشیم
غنیمت است که خاری به پا نباشیم
اگر برای درد کسی دوا نباشیم
بار محنت و رنج و بلا نباشیم
هوش مصنوعی: برو و روز را به صورت جداگانه بگذران، اندیشه کن و روز را به یاد بیاور که ما تازه نو هستیم.
هوش مصنوعی: در حال حاضر درگیر غم و اندوه دنیا هستم، اما امیدوارم که فردا روز بهتری باشد.
هوش مصنوعی: اگرچه به باغ برویم و در آن زیباییها ببییم، اما باید مواظب باشیم که در این مسیر به خارها و زخمهای دیگران برنخوریم.
هوش مصنوعی: اگر کسی دردی را درمان نمیکند، ما هم بار رنج و محنت را به دوش نمیکشیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.