بَدیمه یکی تازه جِووُنْ بِروُبِسْ
کَمونْ برفِهْ، جادوُ دِچِشْ، آهویِ مَسْ
تو پنجاهْ هزاری،ای جِووُنِ رُوبِسْ
کَیْ بُونه تِنی میرِهْ وَرزی به میدِسْ؟
دی شیمِهْ، پَری شیمه، اَمروبِروپَسْ
مِشک وُ عنبر بُو (بی)، دیمْرِهْ میهَدیوَسْ
هر چَنْ پِرکَسْ دارنی منه، حال رِهْ وارَسْ
شَّ اللّهْ که تِنی عشقْ گرفتار نَوُو کَسْ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
تازه جوانی را دیدم که گذر میکرد (میخرامید) / ابرویش کمانی و دو چشم جادوگرش مانند آهوی مست بود
بدو گفتم:ای جوان رو بسته! تو برابر پنجاه هزار زیبارویی / کی میشود که مهرورزی تو به من معطوف شود؟
دیروز و پریروز میرفتم، پس امروز تو بیا / بوی مشک و عنبر وجودت را به رخساره من برافشان (به پیوند)
هرچند کسان بسیاری داری، حال مرا هم بپرس (وارسی کن) / انشاءاللّه که کسی گرفتار عشق تو نشود
هوش مصنوعی: بدم که یک جوان تازهکار زودتر از قدرتش وارد میدان شده و مانند برف از بین میرود. او مانند جادو دو برابر میشود و همچون آهوی دستیاب است.
هوش مصنوعی: تو در این دنیا ارزش و اهمیت زیادی داری، مثل یک جواهر که قیمتی است. اما چه زمانی به درستی از وجود خود بهرهبرداری میکنی و معنای واقعی زندگیات را مییابی؟
هوش مصنوعی: دیروز عطر و بویی چون مشک و عنبر داشتیم، امروز دیگر خبری از آن نیست.
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که به ظاهر خود بپردازی، در نهایت حال تو در دست خداست، چون بدن تو در عشق به دیگران گرفتار شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.