نٰاکِرْدی مِنٰا یاری، چیرهٰا گِنی وَسْ؟
بِساتی مِرِهْ عاشقِ بیقرارْ، مَسّ
اِساکه تِنی دَسْ بَرسی به مه دَسْ،
اِنْداجِمِّهْ شاهِ کمرْ، دارمْ هٰاوِسْ
سَرْمَسَ وُ سُو آل مَسّ وُ جِنافه ته مَسّْ
دَرْ مَسِّه، دیفٰارْ مَسِّهْ، دَرْوازِهْ ته مَسّْ
هَؤ چَنْ پِرِهْ کَس دارنی، مه حالْرِهْ وارَسْ
یاربْ که تنه عشقْ گَرفتارْنوُو کَسْ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
مرا که یاری نکردهای، چرا میگویی بس است؟ / مرا عاشق ناآرام و مدهوش ساختهای (نمودهای)
اکنون که دست تو به دستم رسید، / آن را به کمر شاه مردان میاندازم و بدان میپیوندم
سرمست و پیشانی مست و زنخدان تو مست است / در مست و دیوار مست و دروازهی تو مست است
هرچند که اینهمه کس داری، حال مرا هم بپرس (وارسی کن) / یارب که کسی گرفتار عشق تو نشود
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که آیا میتوانی در کنار ما بودنت را فراموش کنی؟ من عاشق بیقرار هستم و به شدت به تو نیاز دارم.
هوش مصنوعی: اگر به میگساری من برسی، میبینی که مانند یک شاه خود را در دل تاریکیها مییابم و همین حالا دلم پر از خواستههاست.
هوش مصنوعی: سرما و هوای سرد در حال آمدن است و در این شرایط، در رابطه با دیگران خوب نیست که ناراحت و دلگیر باشیم. باید به یکدیگر احترام بگذاریم و به روابط خوب ادامه دهیم.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات و وضعیت دشوار خود اشاره میکند. او از دیگران میپرسد که چگونه میتوانند در زندگی خود آزاد باشند، در حالی که خودش در عشق گرفتار شده و رنج میکشد. این نشاندهنده تنهایی و بار سنگین عشق بر دوش اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.