ها نَپرسنی حالْ ره مه دیر بسوتی
دُونّی دَرْدِ مهرْ دْکاشتْای غم اَندُوتی
دلْ با تو هزارْ غمْ خرنهْ، سَهلْ بَئیتی (بئو تی)
پنهُونْ نَکردی، قَولْ به رقیبْ بَئوتی
هٰا دونستیمی که قولِ درُو گُوتی
گرونْ بَخری دُوستْ ره اَرزونْ بَروتی
سخنِ هر کَسونْ دارْنه بوی خوتی
همیشه تنه عَیبْ گتمهْ به رُوتی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
حالِ من دیر سوخته را نمیپرسی / درد مهر کاشته را میدانی، ولی باز هم بدان غم میاندوزی
دل من هزار غم تو را میخورد، آنرا آسان گرفتی / ولی راز ما را پنهان نکردی و قول و قرار ما را با رقیب افشا کردی
میدانستیم که به دروغ سخن میگفتی / و دوست گرانبها (خریده) را ارزان فروختهای
سخن هر کس بوی خودش را دارد (به سود خودش است) / همواره عیب تو را روبهرو میگفتم
هوش مصنوعی: اگر حال مرا نپرسی، دیر یا زود در درد عشق فرون مینشینم، ای غم، تو را از این حال بیخبربودن آیا نمیدانی؟
هوش مصنوعی: دل با تو هزاران غم را تحمل کرده است، اما تو به راحتی راز خود را پنهان نکردی و به رقیب قول دادی.
هوش مصنوعی: اگر کسی حرف بیاساسی بزند، باید بداند که این حرفها بهایی ندارد و دوستی واقعی از چیزهای کمارزشتر بهدست میآید.
هوش مصنوعی: هر کس که سخن میگوید، بوی خود را به همراه دارد و همیشه عیبهای او را میتوان به وضوح دید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.