نَخْچیرْ ته شکار دَرْاُونْ خنهْ که بییه
از بَهرِ نیازْ نخچیرْ خنهْ شییهْ
نَخْچیرْ نخٰاسّه اُونْخنهیِ وَرْ شییهْ
تا دَمِ صبٰاحْ آهِ فراقْ کشییهْ
ته سیٰمهْ بَدنِ خوبی کَسْ نَدییهْ
لا شریکِ لَهْ، وَهْ که چه تازْگییهْ
تا ته خَطّ به گردِ ماهِ هاله کشییهْ
پیشِ منهْ چشْ، روزهْ که شو بَوییهْ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
نخجیر تو شکاری (آهویی) بود که در آن خانه بود / به انگیزهی نیاز بدان نخجیرگاه میرفت
نخجیر نخواسته روی بدان خانه (شکارگاه) میرفت / [زیرا] تا بامداد پگاه آه فراق میکشید
مانند بدن سیمین تو را کسی ندیده است / همتایی ندارد، شگفتا که چه طراوت و تازگی دارد
تا زلف تو به دور خط ماه چهرهات هاله کشیده / [مانند] روز است که پیش چشم من چون شب شده است
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است: شکارچی نباید در خانهاش به دنبال شکار برود، زیرا اگر به دنبال تأمین نیازهایش باشد، ممکن است به نتیجه نرسد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساساتی عمیق و دردناک اشاره میکند. او از چشمان خود به عنوان نشانهای از غم و فراق یاد میکند و اشاره دارد که در شب تا صبح، غم دوری را در دل دارد. این بیان نشاندهندهی سختی و اندوه ناشی از جدایی است که همچنان در زندگی او احساس میشود.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که کسی بدنی خوب و بدون شریک دارد، و این واقعاً حیرتانگیز است.
هوش مصنوعی: شما در حال زیبایی هستید و من به شما خیره شدهام. در لحظهای که روز روشن میشود، عطر و بوی جذاب شما هم مرا احاطه میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.