استادْ بنهْ روزْ که من تَنْ ره گلْ گیتنْ
کَمْ آمُو اُویِ غَمْ ره سَرْچشمه ریتنْ
اندی تومْ که اُویِ مرغْ ره تَلهْ گیتنْ
خارجْ نییه بیسوز و گدازْ دپیتنْ
نه باسْ اندی بُو که وَرنهْ مه مسکین تَنْ
به ته درد و غمْ جا نمونسّهْ مه تَنْ
لازمْ بَییهْ با دوستْ غمْ و درد ره گوتنْ
غَرْبالهْ منه زیله نَشئهْ دُوتنْ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
استاد که در روز نخست گل وجودم را میسرشت / آب غم از سرچشمه برای ریختن بدان، کم میآمد
به طول مدتی که میشود مرغ آبی را به دام انداخت / پیچیدن (از درد) و گریختن از تله بیسوز و گداز نیست
یأس و حرمان تو آنقدر است که از وجود من میکاهد (تنم را میبرد) / از درد و غم تو در تن من جایی سالم نمانده است
بایسته بود که با دوست غم و درد را درمیان گذاشتن، / اینکه سینهی من مانند غربال است که آن را نمیتوان دوخت
هوش مصنوعی: استاد، روزی که من در دل خود گل گیتی را فراگیرم، عشق را همچون سرچشمهای میدانم که از آن بهرهمند میشوم.
هوش مصنوعی: اگر بدانیم که به اندکی از زندگی خود قناعت کنیم، نباید حتماً از راههای سخت و دردناک بگذریم. زندگی همیشه با چالشها و دشواریها همراه است، اما میتوانیم با آرامش و صبر از آن عبور کنیم.
هوش مصنوعی: من نه آنقدر استوار و مقاوم هستم که بخواهم به سختیهای زندگی بیتوجه باشم، بلکه من هم مانند دیگران دچار درد و غم هستم و جای خالی آنها بر من تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: با دوست باید در مورد غم و درد صحبت کرد، اما به یاد داشته باش که در این میان نباید خود را فراموش کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.