ته چیرهْ بدی، خورْ به جهانْ و ریتنْ
مونگْ با ته دعوا داشته، دیمْ شه دَپیتنْ
ته بُوره خنا وٰابَورْدْ، واشْ انگیتنْ
آهُو بخردهْ، مِشک رهْ شه نافه ریتنْ
اونْ مَحَلْ که شیرِ تره باز بگیتنْ
عالمْ همه جٰا بویِ بفا دَ پیتنْ
آهو به ختا زلفْ وُ گیسو ره دیتن (دیین)
شَرْمندهْ بَئی مِشکْ به خطا بَریتنْ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
خورشید چون چهرهی تو را دید از جهان گریخت / ماه با تو درگیری داشت، روی خود را پوشاند
بوی تو را باد به شهر ختا برد و بر گیاه گسترد / آهو، آن گیاه را خورد و مشک به نافهی خود فرو ریخت
در آن هنگام که شیر تو را باز میگرفتند / در همه جای جهان بوی وفا پیچیده بود
آهو که در دیار ختا زلف و گیسوی تو را دید / شرمنده شد از اینکه مشک خود را به خطا ریخت (افشاند)
هوش مصنوعی: تو قدرت و تسلط بر دنیای خود را داری، اما مراقب باش که دشمنان یا افرادی که در اطرافت هستند، با تو درگیر نشوند و مشکلاتی برایت ایجاد نکنند.
هوش مصنوعی: در انتهای عطر و بوی خوش، وقتی که بوی گل و طبیعت به مشام میرسد، دلی که در آن عشق و محبت وجود دارد، به آرامی به یاد کسی میافتد.
هوش مصنوعی: در آن مکان که شیر تره میگوید، همه جا عطر خوشبویی پخش میشود.
هوش مصنوعی: آهو با زلف و گیسوانش در دل میدمد و شرمنده میشود که خوبش مانند مشک از خطا دور است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.