|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
زلف را کمند کردی و شکار را گرفتهای / خشم کردهای و خون مرا پاک (به کلّی) ریختهای
آنگونه که تو روش عاشقکشی آموختی / شگفت است که در گیتی عاشقی زنده بماند!
ای دوست، سینهی مرا که به جفا تسخیر کردی / همواره دل مرا در غم و بلا پیچیدهای
هوش مصنوعی: مانند آن کسی که زلفی از ره بیابان به هم پیچیده و به دنیای پر هیاهو نفرت و خشم را از خود دور کرده و مسیر پاک و بیآلایشی را انتخاب کرده است.
هوش مصنوعی: به گونهای که تو عشق را به دل میکشی، عجب است که عاشق در این دنیا باقی بماند!
هوش مصنوعی: دوست من که به خاطر بدیها و ظلمهایی که میکند، همیشه در حال آزار دادن من است، من هم دلزده و غمگین از مشکلات و سختیها هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.