|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
امیر میگوید: روز و شب من چه زمانی است؟ / [یار] آنقدر دل مرا میبرد که تابی برایم نمانده
دوست که با سخن (سعایت) مردم، مهر خویش را از من میگیرد / او چه میداند که در دل سوختهی من چه میروید
کو آن دوستی که شب و روز غم دوست را بخورد؟ (کسی را ندارم که درد مرا به خداوند بازگو کند
هوش مصنوعی: امیر به محبوبش میگوید: روشنی ماه کی خواهد بود؟ من نمیتوانم تحمل این جدایی را داشته باشم.
هوش مصنوعی: دوست، اگر کسی سخن را با مهر و محبت پاک کند، چگونه میتواند به قلبش نفوذ کند؟ او چگونه میتواند مانند ماه، دل را روشن کند؟
هوش مصنوعی: دوست، بیخبر از غمهای من است و در زندگیاش کسی را ندارد که به او دردهایم را بگوید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.