گنجور

اشک یتیم

 
پروین اعتصامی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات
 

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی

فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم

کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست

پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت

این اشک دیدهٔ من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است

این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است

آن پادشا که مال رعیت خورد گداست

بر قطرهٔ سرشک یتیمان نظاره کن

تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود

کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نعیمی فرد نوشته:

این شعر مانند بقیه اشعار پروین مضمون سیاسی و اجتماعی دارد و بنده حقیر از خواندن آن بسیار لذت میبرم چون خاطرات دوران کودکی مرا نیز یادآور میشود.

ناشناس نوشته:

این شعر واقعاً ما را به زمان کودکی می برد نمیدان علت اینکه شعری با این مضمون چرا از کتاب درسی حذف شد شاید علت آن باشد که این شعر می تواند در هر زمان مصداق خود را پیداکند.

زمانی نوشته:

بسیاری از ابیات حذف شده است چرا؟

مسعود نوشته:

باسلام -دیوان پروین از افتخارات ادبیات ایران است وشعر اشک یتیم گل سرسبد دیوان پروین است.
هروقت بنده این شعر را می خوانم گویی پروین زنده است وهمین امروز سروده است

رضا نوشته:

وقتی این شعر رو می خونم لذت دو چندانا نصیب من میشود. چون خاطرات دوران کودکی ام زنده می شود.

x نوشته:

آقا امیر درست فرمودی دقیقا بهمین خاطر حذف شد

ویرایش جدید ساغر