گنجور

غزل شمارهٔ ۷۶

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی تو نکردیم به جایی نشست

با تو نشستیم به هر جا که هست

صورت خوب از چه به گیتی بسیست

چشم مرا مثل تو صورت نبست

لاف نخستین «بلی» می‌زنم

روز نخستین که تو گویی:«الست»

زلف سیه را به ازان می‌شکن

ورنه بسی دل که بخواهد شکست

موی برست از کف امید ما

وز کف موی تو نخواهیم رست

هر که کند گوش به گفتار تو

بس که به گفتار بخواهد نشست

ای که ز من صبر طلب میکنی

خود چو منی را چه بر آید ز دست؟

پند، که بی‌بادهٔ صافی دهی

کی شنود عاشق دردی پرست؟

اوحدی از عشق تو دیوانه شد

گر دگری می‌شود از عشق مست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید نوشته:

بیت سوم - تلمیح دارد به آیه ۱۷۲ سوره اعراف ، وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذَا غَافِلِینَ ، اشاره به عالم ذر یا روز اَلَست که خداوند پیمانی از انسان برای گواهی دادن بر یگانگیش گرفته‌است ( لفظ «الست » اشاره است به آیه «الست بربکم ؟ قالوا: بلی» یعنی خداوند قبل از خلق اجساد به ارواح فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند بلی)

کانال رسمی گنجور در تلگرام