هوست معتکف خانهٔ خمارم کرد
عشقت از صومعه و مدرسه بیزارم کرد
خاطرم را ز حدیث دو جهان باز آورد
لب لعل تو به یک عشوه، که در کارم کرد
شورها در سر و با خلق نمییارم گفت
زخمها بر دل و فریاد نمییارم کرد
میشنیدم که: شود نیک به شربت بیمار
شربتی داد خیال تو، که بیمارم کرد
من ندانم سبب گرم و گدازی که مراست
تا چه زورست و تعدی که چنین زارم کرد؟
سایهای بودم و عکس تو بپوشید مرا
ذرهای بودم و نور تو پدیدارم کرد
دیده تا باز گشودم بتو، اندیشه ببست
در به روی همه و روی به دیوارم کرد
آنکه اندر عقب من به تعبد کوشید
بعد ازین حال ندانست که انکارم کرد
مرده بودم، به سخنهای تو گشتم زنده
خفته بودم، صفت حسن تو بیدارم کرد
بادهٔ هر که چشیدم سبب مستی بود
اوحدی زان قدحی داد، که هشیارم کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و تأثیرات عمیق آن بر زندگی شاعر است. شاعر ابتدا از هوای عاشقانه و تأثیر عاشقانه بر احساساتش میگوید و اینکه عشقش او را از دنیای مادی و تحصیل دور کرده است. او به زخمهای عاطفی خود اشاره میکند و از دشواریهای عشق صحبت میکند. وجود محبوبش برای او مانند نوری است که او را زنده میکند و از خواب غفلت بیدار میسازد. در نهایت، شاعر به مستی ناشی از عشق و شراب اشاره میکند و میگوید که عشق او را هوشیار کرده است. این شعر به خوبی حال و هوای عاشقانه و تحولات درونی شاعر را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: عشق تو مرا به شدت مجذوب خود کرده و آنقدر از دنیا و مکانهای عمومی خستهام کرده که فقط به خانه و دنیای خودم پناه بردهام.
هوش مصنوعی: یاد و خاطره دو جهان را با لبهای زیبای تو به یک اشاره، به خاطر آوردی و در زندگیام تأثیر زیادی گذاشتی.
هوش مصنوعی: من از دردها و غمهایم با دیگران صحبت نمیکنم و آنها را بروز نمیدهم. با وجود زخمهایی که در دل دارم، فریاد و شکایتی از خود نشان نمیدهم.
هوش مصنوعی: شنیده بودم که دارویی خوب برای بیمار تجویز میشود، اما من با تصور تو، خود را بیمارتر کردهام.
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا اینقدر احساس گرما و ذوب شدن میکنم، تا چه حدی این حالت بر من اثر گذاشته و چرا اینقدر دچار درد و رنج هستم.
هوش مصنوعی: در ابتدا فقط یک سایه بودم، اما با وجود تو به زندگیم معنایی واقعی بخشیدی. قبل از تو، فقط یک ذره کوچک بودم، اما نور تو باعث شد که وجودم نمایان شود و زندگیام روشن گردد.
هوش مصنوعی: زمانی که چشمانم را به روی تو باز کردم، فکر و ذهنم به روی همه چیز بسته شد و دیگر هیچکس برایم مهم نبود؛ آنقدر که فقط به دیوار نگاه میکردم.
هوش مصنوعی: کسی که در پی من تلاش کرد، بعد از این نمیداند که من او را رد کردهام.
هوش مصنوعی: در حالتی از بیحالی و خاموشی زندگی میکردم و وقتی از کلام تو شنیدم، دوباره زنده شدم. در واقع، زیبایی و ویژگیهای تو مرا بیدار و هوشیار کرد.
هوش مصنوعی: هر بار که شرابی چشیدم، آن کرا که من را مست کرده بود، اوحدی به من نوشیدنیای داد که مرا هوشیار کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد
فارغ از وسوسه سبحه و زنارم کرد
من که بار دو جهان بود بدوشم زگناه
ساقی از جرعه عشق تو سبکبارم کرد
من که بیگانه زهفتاد و دو ملت بودم
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.