اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۶۹
دوش این چشمم که دُرّ مکنون می ریخت
تا صبحدمی از رگ جان خون می ریخت
دُرّی که به سالها به جمع آمده بود
دامن دامن زدیده بیرون می ریخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به بیان احساسات درونی خود میپردازد. او اشاره دارد که اشکهایش مانند خون از جانش به بیرون میریزند و این احساسات سنگین و عمیق، سالها جمع شدهاند و اکنون به شدت جاری میشوند. به طور کلی، این ابیات توصیفگر دلمشغولی و سوگ عمیق شاعر هستند.
هوش مصنوعی: دیشب چشمانم مانند مرواریدهای پنهان اشک ریختند و تا سپیده دم از جانم خون میرفت.
هوش مصنوعی: دُرّی که سالها جمع شده بود، به آرامی از دامن بیرون میریخت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقی ز صراحی می گلگون می ریخت
مطرب گه زخمه در مکنون می ریخت
فصاد و طبیب گشته بودند بهم
این نبض همی گرفت و آن خون می ریخت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.