اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۰۱
من دل زتو برنمی کنم فارغ باش
در پای تو سر می فکنم فارغ باش
تا در تنم از جان رمقی خواهد بود
من بی تو یکی دم نزنم فارغ باش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر به محبوبش میگوید که هرگز از او دل نمیکند و تا زمانی که جانی در بدن دارد، بدون او حتی یک لحظه هم زندگی نمیکند. او به محبوب اطمینان میدهد که فقط به خاطر او حاضر است همه چیز را فدای عشقش کند.
هوش مصنوعی: من از عشق تو جدا نمیشوم، پس بیخیال باش. من برای تو جان میسپارم و از این کار هم نگران نیستم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در بدنم جانی باقی باشد، حتی یک لحظه بدون تو صحبت نخواهم کرد. نگران نباش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.