اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۱۱۰
از عشق تو جان را زجسد نشناسم
با مهر تو نیک را زبد نشناسم
مستغرق حسن تو چنانم کامروز
خود را زتو و تو را زخود نشناسم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از احساس عمیق خود نسبت به عشق سخن میگوید. او بیان میکند که عشق معشوقش به حدی بر او تاثیر گذاشته که حیات و هویت خویش را فراموش کرده و تنها به عشق و زیبایی معشوق توجه دارد. در این حالت عمیق و مستغرق، او نمیتواند خود را از عشق و زیبایی معشوق جدا کند و همه چیز را وابسته به او میداند.
هوش مصنوعی: من هیچ چیز را جز عشق تو در زندگیام نمیشناسم و با محبت تو، هیچ خوبی را جز تو نمیتوانم بشناسم.
هوش مصنوعی: من به شدت در زیبایی تو غرق شدهام و امروز از تو و خودم هیچ نمیدانم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.