اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
»
شمارهٔ ۴۸
پروانگکی به پیش شمعی بپرید
در گوشهٔ شمع گوشهٔ یک تنه دید
جان داد به شکرانه در آن حجره خزید
بی جان دادن کسی به جانان نرسید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به تصویر پروانی میپردازد که به شمعی نزدیک میشود و در نهایت با جان دادن خود در نزدیکی شمع، به شکرانه عشقش به جانان، در گوشهای میخزد. شاعر با این تمثیل به ارزش فداکاری و عشق راستین اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس نمیتواند به معشوق رسید مگر آنکه جانش را فدای محبت کند. این مضمون به تأکید بر اهمیت از خودگذشتی در راه عشق و رسیدن به مقام رفیع معشوق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: یک پروانه به سمت شمع پرواز کرد و در گوشهٔ شمع، یک قسمت از تنهٔ شمع را دید.
هوش مصنوعی: با شکر و سپاس، جان خود را فدای عشق کردم و در این اتاق پنهان شدم، چرا که هیچ کس نمیتواند بدون فدا کردن جانش به محبوب واقعی دست یابد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک نیم رخت «اَلَسْتُ مِنْکُمْ بِبَعید؟»
یک نیمِ دگر «اِنَّ عذابي لَشدید»
بر گرد رخت نبشته «یُحیِي وَ یُمیت»
«مَنْ ماتَ مِنَ العشق فقد ماتَ شهید»
چون قفل نشاط را شود باغ کلید
از ساعد گل برون جهد جام نبید
گردون ز بساط ابر در دامن خوید
در شاخ زمرد افگند مروارید
آهو با شیر کی تواند کوشید
جوجک با باز کی تواند پرید
صد بار بدل پند بکردم نشنید
وز خودرأیی بدو رسید آنچه رسید
این دیدهٔ بیچاره بدو در نگرید
دیدی کز دیدن او دیده چه دید
احسان خداوند به من بنده رسید
بر شاخ امید من بر و برگ دمید
والله که من از جاه تو آن خواهم دید
کآن نوع کس از خلق نه گفت و نه شنید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.