اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
»
شمارهٔ ۲۹
تو آلت فعل و در میان هیچ نئی
وز فاعل و فعل جز نشان هیچ نئی
تو عالمی و مراد از عالم تو
چون درنگری درین میان هیچ نئی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به مفهوم وجود و ماهیت واقعی انسان اشاره میکند. او بیان میکند که در وجود انسانی، نه آلت (ابزار) و نه نی (چیزی دیگر) وجود ندارد؛ تنها یک نشان هست و بس. او همچنین به این نکته میپردازد که انسان در واقع خود یک عالم (دنیای بزرگ) است، اما وقتی به عمق خود نگاه میکند، درمییابد که در میان همه اینها هیچ وجود ندارد. یعنی در حقیقت، ریشه همه چیز به عدم و بینهایتی میرسد که در آن هیچ ملموس و واقعی نیست.
هوش مصنوعی: تو وسیلهای برای انجام کارها هستی و در دنیای هیچچیز وجود ندارید. نه خبری از فاعل است و نه از فعل، فقط نشانهای از اینها به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: تو خود دنیایی و وقتی به عالم فکر میکنی، باید بدانی که در اینجا هیچ چیز تازهای نمیبینی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.